سلام چقدرزودگذشت انگارهمین دیروزبودکه مشتی فریب خورده ازچندخائن وطن فروش میخواستندباافکاریزیدگونه اسلام رانشانه روند ابتدا درپوسته انتقادوجبهه سیاسی بودندهرروزبه بهانه ای به خیابان می امدند بعدپافراترگذاشتند وموضوع ولایت فقیه رانشانه رفتند وبعدازان نعل به نعل شعارشان باشعاردشمنان قسم خورده مردم واسلام یکی شدانها تاان زمان پشت ماسک اخلاق ودین مخفی بودند اما ارام ارام با عنایت خداوندومدیریت مثال زدنی رهبری وبصیرت همین من وشما که گوش وچشممان به ولایت فقیهمان بودماسک این جمعیت اندک ضددین وامام حسین افتاد ودرعصرعاشورانشان دادند که ان رنگ سبز مقدس که بلند کرده بودندقران سرنیزه بودوباخودمیگفتندکه مثل زمان  عمروعاص امروزهم سپاه علی زمان فریب میخورندوباانهاهمراه اما... اماغافل ازاینکه امروزسپاهیان علی زمان اهل کوفه نیستندوازنسل عمارویاسروسلمان فارسی هستند.ماسک انهاکناررفت وچهره زشت خودرانشان دادند ودرعصرعاشوراکه دران هرمسلمانی باهرتفکری دراوج عزاوناله است سوت وکف زدندوخیمه عفت رااتش زدند وخیلی ازاعتقادات رازیرصم امیال خبیث نفسانیشان له کردند ومی خواستندمذهب وحجاب وازادی دینی وعزت این ملت رانیزبه اسارت دیو شهوت وقدرت طلبی غرب ببرندکه عزاداران وسپاهیان حسین فاطمه از راه رسیدند انهارابرای همیشه تاریخ بدنام ونابود کردنداما این پایان ماجرانبود باید بصیرت داشت انهاکه فهمیده بودند دیگردستشان روشده قصدهای دیگری هم داشتندو...امامردم ایران زمین بلافاصله در9دی 1388کربلایی خلق کردندونشان دادندکه اگرانروز هم این ملت بودند حسین زهرا تنهانمیماند وزینب به اسارت نمی رفت دران روزهمه ایران یک پارچه بصیرت وبیداری ولایی شد وبرنامه های چندین ساله دشمنان داخلی وخارجی رایکباره نابود کرد بیان رهبری راکه فرمودند برگشت دشمنان به ایران خوابی اشفته وپریشان هست را تفسیرکردند.بله این نتیجه توجه وپیروی دقیق ازولایت فقیه است .نعمت ولایتی که خیلی ازکشورهانداشتند وبایک طوفان کشورشان یابه دست بیگانه افتاد یاخیلی ازمردم ان کشورها مظلومانه به خاک وخون کشیده شدند.پس بیایدماهم محکم وبانشاط برای داشتن بصیرت همراه این موج زلال شویم وباپیروی ازرهبرعزیز این تیرگیهاراازنقشه ایرانمان پاک کنیم تا ایران مثل همیشه تاریخ درجغرافیای جهان بدرخشد وایرانی دربین خوبان دنیا سرافراز وعزتمند باشد.

درپایان یادمان باشد حالادیگرنوبت من وشمای جوان است که حماسه افرینی کنیم وفراموش نکنیم که دشمن درکمین است ومابایدباوحدت وهمدلی وتلاش درهمه عرصه ها علمی واخلاقی و...بکوشیم تادیگرشاهدچنین اتفاقاتی درایران وهیچ کجای دنیا نباشیم

به امیدبرافراشته شدن پرچم زیبای اسلام به دست صاحب الزمان درسراسرجهان وزندگی همراه باارامش وصلح برای تمام دنیا...همه باهم میگوییم (الهم عجل لولیک الفرج )

همان هایی که دست یار بستند                              زبیت فاطمه درراشکستند

پس از زهراپی قتل علیند                                       همان هادشمن سید علیند

                                   لبیک یاسیدعلی خامنه ای


موضوعات مرتبط: درکوچه پس کوچه های شهرمان

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 8:18 | نویسنده : حاج اقا |
روانشناسی میوه ها

آیا می دانید که از طریق میوه ها می توان شخصیت آدم ها را شناسایی کرد .آیامی‌دانید كه می‌توانید از روی میوه‌های انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را شناسایی كنید و براساس میوه‌های موردنظر بگویید كه شرایط روحی و روانی اشخاص مختلف چگونه است؟
پرتقال
از بین میوه‌ها اگر پرتقال میوه محبوب شماست، شما آدمی پرقدرت و بسیار صبورید و دوست دارید كارها را به آرامی و با متانت، اما در عین حال با درایت كامل و جسارت به انجام برسانید. سخت‌كوش، پرتلاش و كمی خجالتی هستید؛ اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید و از درگیری و تنش به هر قیمت پرهیز می‌كنید.
سیب
چنانچه سیب میوه محبوب شماست، فردی اسراف‌كار و بسیار رك‌گو هستید. اگرچه ممكن است شخصاٌ بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید، اما می‌توانید رهبر یك تیم كوچك باشید كه با تلاش زیاد تیم را به موفقیت‌های بزرگ می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید؛ شما از سفرهای كوتاه و غیرمنتظره لذت می‌برید. زمانی كه با شریك زندگی خود به سر می‌برید، جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق زندگی به مفهوم واقعی آن هستید.
 
آناناس
اگر آناناس میوه مورد علاقه شماست، بسیار سریع تصمیم می‌گیرید و سریع‌تر از آن عمل می‌كنید. در تغییر شغل و خطر كردن در زمینه اجتماعی شجاع و بی‌باك هستید. شما دارای یك توانایی استثنایی در مدیریت می‌باشید و نمی‌گذارید كار روی دستتان بماند.
دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید، معمولاً خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه برقرار نمی‌كنید، ولی به محض انجام این كار دوستتان را برای همیشه برای خود نگه می‌دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیك می‌روید و شریك شما غالباً به واسطه این صفات ممتاز تحت تأثیرتان قرار می‌گیرد، اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.
موز
عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام و طبیعتاً گرم و بااحساس هستند. شما غالباً از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران از طبع آرام و شیرینتان سوء‌استفاده كرده و سعی می‌كنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالبی را رقم بزنند. عاشق شریك زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست! به خاطر روشی كه دارید روابط شما با او همواره در یك هماهنگی كامل است.
نارگیل
دوستداران این میوه سنگین و كمیاب افرادی جدی، بافكر و باشعور هستند. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممكن است كمی خودخواه به نظر آیید، اما لزوماً چنین صفتی در شما برجسته نمی‌شود. شما فردی سریع‌الانتقال، آگاه و گوش بزنگ هستید كه در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو كارها را انجام می‌دهید. شما نیاز به شریكی عاقل داشته و عقل و احساس را با هم در این مسأله دخالت نمی‌دهید.
 
گیلاس
چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست، زندگی همیشه به شیرینی كه در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است، به ویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و كاری. شما همیشه و در هر پروژه‌ای كمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالباً به دنبال چیزهای نو هستید. شما شریكی صمیمی و وفادار هستید، اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده‌ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید كه در منزل باشید و دوستان، آشنایان و افراد خانواده شما را دوره كنند.
انگور سیاه
به طور كلی آدمی مؤدب و خوشرو هستید، اما گاهی اوقات سریع و به‌شدت عصبانی می‌شوید، هر چند به همان سرعت نیز عصبانیت شما فروكش می‌كند. از زیبایی‌ها به هر شكلی كه باشد، لذت می‌برید. بسیار محبوب و موردعلاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور، شوق، علاقه وافری به زندگی دارید و از هر كاری كه می‌كنید، لذت می‌برید؛ اعم از لباس پوشیدن، خوردن و خوابیدن. شریك شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از تمام چیزی كه به او هدیه می‌دهید، لذت ببرد!
هلو
درست مثل هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رك‌گو بوده و روشی دوستانه دارید در بخشش و در فراموش كردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش بسیار زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است.
عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یكرنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.
گلابی
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاری می‌كنید، می‌توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید كه نتیجه تلاش‌هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه‌های مفید ذهنی لذت برده و دنباله‌رو آن هستید. كمی خجالتی به نظر می‌رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی كه به دنبال شریك زندگی هستید به هوش سرشار، دید وسیع و دل دریایی‌اش اهمیت می‌دهد.


موضوعات مرتبط: روان شناسي

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 8:14 | نویسنده : حاج اقا |
احادیثی پیرامون دعا، توکل، انتظار فرج، فهم دین، محاسبه نفس، سکوت، خوش اخلاقی و ...
 

1. مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

بحارالانوار، جلد 78، ص333

2. مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه وآله) كَانَ كَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَتر
هر كه پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دعا كند چون كسی است كه بی زه كمان كشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 425

3. أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

اصول کافی،ج1 ،ص52

4. مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

بحار الانوار، ج7 ، ص143

5. أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ،‌ انتظار فرج و گشایش است.

تحف العقول، ص403

6. مَلْعُونٌ مَنْ اغْتابَ أخاهُ
ملعون است کسی که از برادرش غیبت کند.

بحار الأنوار، ج 74، ص 232

7. رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الحَدیدِ
مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند.

بحارالأنوار، ج 57، ص 216

8. تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة،وتَمامُ العِبادة و السّببُ إلی المنازل الرفیعة و الرُّتبِ الجَلیلة فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد كَفَضلِ الشمسِ علی الكواكب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً
در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، كلید بصیرت و كمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شكوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر كواكب، و كسی كه در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.

تحف العقول ص410

9. مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.

بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5

10. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی كُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ
از مانیست كسی كه هر روز حساب خود رانكند ،پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی كرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول كافی ج 4 ص191

11. قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ
بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321

12. مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است.

تحف العقول ، ص 425

13. مَا مِن شَیءٍ تَراهُ عَینَاک إلّا وَ فِیه مَوعِظَه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319

14. وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.

بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29

15. إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَكُ فیهِ
مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد.

الکافى ، ج 5، 125

16. مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ
هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند، نعمتش زوال یابد.

تحف‏العقول، ص 403

17. لِكُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلیلُ العَاقِل التَّفَكُّر، وَ دَلیلُ التَّفكُّرِ الصُمت
برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفكر است، و دلیل تفكر خاموشی.

تحف العقول ، ص 406

18. طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.

تحف العقول، ص 393

19. إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ
خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد.

تحف العقول ، ص 391

20. اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ
خداوند عزّوجلّ، بنده خواب آلوده بیکار را دشمن دارد.

الکافی: ج 5 ، ص 84 ، ح 2

21. مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه
همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.

تحف العقول ، ص 420

22. مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.

تحف العقول، ص 398

23. دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه
دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33

24. الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر
خشم كلید هر بدی است.

تحف العقول، ص 416

25. لِكُلِّ شَیءٍ زَكاهٌ، وَ زَكاهُ الجَسَدِ صِیامُ النَّوافِل
برای هر چیزی زكاتی است، و زكات تن روزه های مستحبی است.

تحف العقول، ص 425

26. التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ
تدبیر نیمی از زندگی است.

تحف العقول، ص 425

27. مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.

بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸

28. مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه
هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

الامالى صدوق،ص۳۴۳

29. اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به، الصَلوةُ
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.

تحف العقول،ص455

30. إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدَراً الَّذِی لایَرَی الدُّنیا لِنَفسِه خَطَرا، اما إنَّ أبدانَكُم لَیس لَها ثَمَنٌ إلّا الجَّنه، فَلا تَبِیعُوها بِغِیرِها
به راستی كه با ارزش ترین مردم كسی است كه دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.

تحف‌العقول‌ ، ص‌410

31. أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَركُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر
بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.

تحف‌العقول‌ ، ص‌ 412

32. إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی كُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیه
خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی كم حیا كه باكی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.

تحف‌العقول‌، ص‌ 416

33. إیّاكَ و الكِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن كَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن كِبر
از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد، داخل بهشت نمی شود.

تحف‌العقول، ص‌ 417

34. إیّاكَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم كَهَربُكَ مِن السِّباعِ الضّارِیه
بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این كه خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی كه (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شكاری.

تحف‌العقول ، ص‌ 420

35. كُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَكُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَكُونُوا یَعِدُّون
هرگاه مردم گناهان تازه ای که نمی كردند انجام دهند، خداوند بلاهایی تازه به آن ها دهد كه به حساب نمی آوردند.

تحف‌العقول ، ص‌ 434

36. مَن استَوی یَوماهُ فَهُو مَغبُون، و مَن كَان آخَر یَومَیه شَرُّهُما فَهُو مَلعُون، و مَن لَم یَعرف الزِّیادَه فِی نَفسِه فَهُو فی نُقصان، و مَن كان إلی النُّقصان فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاه
كسی كه دو روزش مساوی باشد، مغبون است، و كسی كه دومین روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و كسی كه در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و كسی كه در نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است.

بحاالانوار، ج‌ 78، ص‌ 327

37. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی كُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه
از ما نیست كسی كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن كار بدی كرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول‌الكافى، ج‌ 4، ص‌ 191

38. إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلكَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَكَأنَّكَ قَد اغتَبَطَت
بر طاعت خدا صبر كن، از معاصی خدا صبر كن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی كه چیست؟ به همان ساعتی كه در آنی صبر كن هم چنان باشد كه تو رشك برده شده ای.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

39. مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، كُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله
دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه كامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بكشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

40. وَجَدتُ عِلمَ الناس فی اَربعٍ:
اَوّلُهاأن تَعرِفَ رَبَّکَ
وَالثّانیةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بکَ
وَالثّالثَةُ  أن تَعـرِفَ ماأرادَ مِـنکَ
وَالرّابعَةُ أن تَعرفَ ما َیخرُجُکَ مِن دینِکَ
علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم :
اول اینکه خدای خودت را بشناسی .
بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است .
بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می خواهد .
و بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می کند.

بحارالانوار، ج 78 ، ص 328


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 7:58 | نویسنده : حاج اقا |
دلسوزى شير براى زايمان همسر
علىّ بن ابوحمزه بطائنى حكايت كند:
روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از شهر مدينه به سوى مزرعه اش خارج شد؛ حضرت سوار قاطر بود و من نيز سوار الاغ شدم و حضرت را همراهى كردم .
مقدارى از شهر كه دور شديم ، ناگهان نرّه شيرى سر راه ما را گرفت ، من بسيار ترسيدم ، وليكن شير به سوى حضرت نزديك آمد و با حالت ذلّت و تضرّع مشغول همهمه اى شد.
امام موسى كاظم عليه السلام ايستاد و شير دست هاى خود را بلند كرده و بر شانه هاى قاطر قرار داد.
من به گمان اين كه شير قصد حمله دارد، براى جان آن حضرت وحشت كردم ؛ و سخت نگران شدم .
پس از لحظاتى ، شير دست هاى خود را بر زمين نهاد و آرام ايستاد و آن گاه حضرت روى مبارك خود را به سمت قبله نمود و دعائى را زمزمه نمود، وليكن من چيزى از آن را متوجّه نشدم .
پس از آن ، شير همهمه اى كرد؛ و حضرت آمين فرمود.
و سپس امام عليه السلام به شير اشاره نمود: برو.
همين كه شير رفت ، حضرت نيز به راه خود ادامه داد و چون از آن محلّ دور شديم ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! فدايت گردم ، شير چه كارى داشت ؟! من بسيار براى جان شما و خودم ترسيدم ؛ و از اين برخورد در تعجّب و حيرت هستم .
امام عليه السلام فرمود: آن شير، همسر باردارى داشت كه هنگام زايمانش ‍ فرا رسيده و درد سختى دچارش گشته بود.
لذا نزد من آمده بود كه برايش دعا كنم تا به آسانى زايمان نمايد و من هم در حقّش دعا كردم .
و بعد از آن كه دعا به پايان رسيد، به آن شير گفتم : برو، اظهار داشت : خداوند هيچ درّنده اى را بر تو و ذرّيّه و شيعيانت مسلّط نگرداند؛ و من گفتم : آمين .(44)
ارزش كار و كشاورزى
يكى از اصحاب و راويان حديث ، به نام علىّ فرزند ابوحمزه بطائنى حكايت كند:
روزى از روزها جهت ديدار و ملاقات حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليه السلام حركت كردم ، حضرت را در زمين كشاورزى ، در حالتى يافتم كه مشغول كار و تلاش بود و عرق از بدن مباركش سرازير گشته بود.
بسيار تعجّب كردم و اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! من فداى شما گردم ، مردم كجا هستند تا مشاهده كنند، كه شما اين چنين در اين گرماى سوزان مشغول كار هستى و تلاش و فعّاليّت مى نمائى .
امام عليه السلام لب به سخن گشود و فرمود: اى علىّ! آن هائى كه از من بهتر و برتر بوده اند، به طور مرتّب كوشش و تلاش داشته اند و هر كدام به نوعى كار مى كرده اند.
عرض كردم : منظور شما چه كسانى هستند؟
حضرت در پاسخ فرمود: منظورم رسول اللّه ، اميرالمؤمنين و ديگر پدرانم صلوات اللّه عليهم اجمعين مى باشند، كه با دست خود كار و تلاش ‍ مى كرده اند.
سپس امام موسى كاظم عليه السلام ضمن فرمايشات خود افزود:
و اين نوع كار و تلاشى را كه من مشغول انجام آن هستم و تو مشاهده مى كنى ، پيامبران مُرسل الهى و نيز پيامبران غير مرسل همه شان به آن اشتغال داشته اند و به وسيله آن تلاش و امرار معاش مى كرده اند.
و همچنين بندگان صالح خداوند متعال همه در تلاش و كوشش ‍ مى باشند.(45)
خريد همسر به عنوان مادر
هشام بن احمر - كه يكى از اصحاب امام موسى كاظم عليه السلام است ، حكايت كند:
روزى در محضر مبارك آن حضرت بودم ، به من فرمود: اى هشام ! آيا خبر دارى كه از شهرهاى مغرب كسى آمده باشد؟
عرض كردم : خير، بى اطّلاع هستم .
فرمود: بلى ، همين امروز عدّه اى آمده اند، بيا تا با يكديگر برويم و سرى به آن ها بزنيم .
پس سوار مَركب هاى خود شديم و حركت كرديم تا به نزد مردى از اهالى مغرب رسيديم ، كه تعدادى كنيز و غلام جهت فروش آورده بود و آن ها را جهت فروش بر ما عرضه كرد.
كنيزان نُه نفر بودند، كه همه آن ها را حضرت ديد و نپسنديد و سپس اظهار داشت : به اين ها نيازى نيست و ما براى اينها نيامده ايم ؛ اگر كنيزى ديگر دارى ، ارائه نما؟
مرد مغربى گفت : غير از اين ها ديگر ندارم .
امام عليه السلام فرمود: چرا، آنچه كه دارى در معرض قرار بده ؛ و در خفاء نگه ندار.
مرد مغربى گفت : به خدا قسم ديگر كنيزى ندارم ، مگر يك نفر كه مريض ‍ حال است .
امام عليه السلام فرمود: چرا او را عرضه نمى كنى ؟
و سپس اظهار نمود: او را هم بياور.
وليكن مرد مغربى قبول نكرد؛ و ما بازگشتيم .
فرداى آن روز، حضرت به من فرمود: اى هشام ! نزد آن مرد مغربى كنيز فروش برو و آن كنيز مريض را - كه نشان نداد - به هر قيمتى كه بود، خريدارى كن و بياور.
هشام گويد: نزد همان شخص رفتم و تقاضاى خريد آن كنيز مريض را نمودم ؛ و او مبلغى را مطرح كرد، كه من نيز به همان مبلغ آن كنيز را خريدارى كردم .
بعد از آن كه معامله تمام شد، مرد مغربى گفت : آن شخصيّتى كه ديروز همراه تو بود، كيست ؟
گفتم : يك نفر از بنى هاشم مى باشد، گفت : از چه خانواده اى ؟
پاسخ دادم : از پاكان و پرهيزكاران است .
گفت : بيش از اين توضيح بده ؟
اظهار داشتم : بيش از اين اطّلاعى ندارم .
آن گاه مغربى گفت : اين كنيز جريانى دارد، كه مهمّ است :
وقتى او را از دورترين نقاط مغرب خريدم ، زنى از اهل كتاب ، نزد من آمد و گفت : اين كنيز را براى چه منظور خريده اى ؟
گفتم : او را براى خودم خريدارى كرده ام .
زن اهل كتاب گفت : سزاوار نيست چنين كنيزى نزد شخصى چون تو و ما باشد؛ بلكه اين كنيز بايد نزد بهترين انسان هاى روى زمين باشد و در خدمت او قرار گيرد؛ زيرا كه به همين زودى نوزادى از او به دنيا مى آيد، كه شرق و غرب جهان را در سيطره ولايت خود قرار مى دهد.
هشام گويد: سپس كنيز را نزد امام موسى كاظم عليه السلام آوردم كه بعد از مدّتى روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام از او تولّد يافت .(46)
معرّفى جانشين خود
زكريّا بن آدم - كه يكى از بزرگان شيعه و مورد توجّه خاصّ ائمّه اطهار عليهم السلام بوده است - به نقل از گفتار بعضى دوستانش حكايت نمايد:
روزى در مدينه منوّره كنار قبر مطهّر رسول خدا صلى الله عليه و آله به همراه بعضى افراد نشسته بوديم ، كه ناگهان متوجّه شديم امام موسى كاظم سلام اللّه عليه دست فرزندش ، حضرت رضا عليه السلام را گرفته و به سمت ما مى آمد، چون وارد مجلس ما گرديد و فرمود: آيا مى دانيد من چه كسى هستم ؟
عرض كرديم : ياابن رسول اللّه ! شما موسى ، فرزند جعفر بن محمّد عليهما السلام هستى .
حضرت فرمود: اين فرزند را مى شناسيد؟
گفتيم : بلى ، او علىّ، پسر موسى ، پسر جعفر صادق - صلوات اللّه عليهم مى باشد.
آن گاه امام عليه السلام افزود: تمامى شما گواه و شاهد باشيد، كه من او را وكيل خود در زمان حياتم ؛ و نيز وصىّ و جانشين خود پس از آن كه از دنيا بروم ، قرار دادم .(47)
همچنين علىّ بن جعفر حكايت كند:
روزى در محضر برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام بودم و او را حجّت خداوند متعال پس از پدرم ، در روى زمين مى دانستم .
ناگهان فرزندش ، علىّ عليه السلام وارد شد و برادرم فرمود: اين فرزندم ، علىّ صاحب و پيشواى تو خواهد بود؛ و همان طور كه من جانشين پدرم هستم ، او نيز جانشين من مى باشد، خداوند تو را ثابت قدم و پايدار نگه دارد.
من گريان شدم و با خود گفتم : برادرم با اين سخنان ، خبر از مرگ و رحلت خود مى دهد.
ناگاه امام عليه السلام اظهار نمود: برادرم علىّ! مقدّرات الهى بايد انجام پذيرد، همانا حضرت رسول ، اميرالمؤمنين ، فاطمه ، حسن و حسين (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) الگوى تمام انسان ها بوده و هستند و من نيز تابع و پيرو ايشان خواهم بود.
علىّ بن جعفر افزود: اين سخنان را برادرم ، امام موسى كاظم عليه السلام سه روز پيش از آن كه هارون الرّشيد در دوّمين مرحله او را به بغداد احضار نمايد، بيان فرمود.(48)
هلاكت سگ خليفه به وسيله خرما
راويان حديث و تاريخ ‌نويسان آورده اند:
در آن زمانى كه حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم صلوات اللّه عليه را از بصره به زندان بغداد منتقل كردند، حضرت به طور دائم مورد انواع شكنجه هاى روحى و جسمى قرار مى گرفت .
و پس از مدّتى در اختيار سندى بن شاهك يهودى با بدترين و شديدترين وضعيّت قرار گرفت .
تا آن كه در نهايت هارون الرّشيد با توجّه به فضائل و مناقب ؛ و نيز موقعيّت اجتماعى امام عليه السلام ، از روى حسادت و ترس ، به فكر مسموم كردن و قتل آن حضرت افتاد.
به همين جهت مقدارى رطب و خرماى تازه را تهيّه كرده و يكى از آن ها را به وسيله نخ و سوزن درون آن را به طورى آغشته به زهر كرد، كه يقين كرد خورنده خرما، سالم نمى ماند؛ و سپس در طَبَقى سينى و يا بشقاب گذاشت و روى خرماها را پوشاند.
پس از آن ، به يكى از ماءمورين خود دستور داد تا طبق خرما را نزد حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام برده و بگويد: اميرالمؤمنين ، هارون الرّشيد مقدارى از آن ها را تناول كرده ؛ و نيز اين مقدار را براى شما فرستاده است تا ميل نمائيد.
و افزود: مواظب باش كه تمامى خرماها را ميل كند و كسى ديگر حقّ خوردن از آن ها را ندارد.
هنگامى كه ماءمور هارون ، خرماها را نزد امام كاظم عليه السلام آورد و پيام خليفه را به حضرتش رسانيد، حضرت يكى از خرماها را - كه آغشته به زهر بود - برداشته و در دست گرفت ؛ و با دست ديگر مشغول خوردن بقيّه گرديد.
در همين اثناء، سگ مخصوص هارون الرّشيد - كه هارون بيش از هر چيز و هركس به آن علاقه مند بود و آن را به انواع جواهرات و زيورآلات زينت كرده بود - خود را رهانيد و از جايگاه مخصوص خود بيرون شد و مستقيم داخل زندان امام عليه السلام گرديد؛ و خواست كه نزديك آن حضرت برود و آن خرماى زهرآلود را دهن بزند و بخورد.
حضرت آن خرماى مسموم را كه در دست خويش گرفته بود، در حضور غلام خليفه ، نزد آن سگ انداخت و سگ هم سريع آن را خورد؛ و چندان زمانى نگذشت كه سگ روى زمين افتاد و با سر و صدا، شروع به ناليدن كرد و مُرد.
سپس امام عليه السلام به ناچار باقيمانده خرماها را ميل نمود؛ و بعد از آن ، ماءمور خليفه ، نزد هارون بازگشت و گفت : تمامى خرماها را آن شخص ‍ زندانى خورد.
هارون سؤال كرد: او را در چه حالتى ديدى ؟
پاسخ داد: در وضعيّتى خوب ، بدون آن كه تغييرى در بدن و جسم او ظاهر گردد.
و چون خبر مسموم شدن و مردن سگ به هارون رسيد بسيار غمگين و اندوهناك شد و بر بالين لاشه سگ مرده آمد و بسيار افسوس ‍ خورد.
سپس بازگشت و ماءمورى را كه خرماها را نزد امام موسى كاظم عليهما السلام آورده بود، احضار كرد و شمشير برهنه خود را دست گرفت و او را مخاطب قرار داد و گفت : چنانچه حقيقت را بيان نكنى تو را به قتل مى رسانم .
ماءمور گفت : من رطب ها را نزد موسى بن جعفر عليه السلام بردم و پيام شما را نيز به او رساندم و سپس بالاى سر او ايستادم تا مشغول خوردن آن خرماها شد.
در همين بين ، كه ناگهان سگ شما فرا رسيد و خواست نزديك آن شخص ‍ زندانى برود و از دستش خرمائى بگيرد.
و زندانى ناچار شد و خرمائى را كه در دست داشت ، نزد سگ انداخت و سگ آن را خورد و درجا افتاد؛ و موسى بن جعفر عليه السلام بقيّه خرماها را ميل نمود.
هارون الرّشيد با شنيدن اين خبر بسيار افسرده خاطر گشت و گفت : بهترين رطب را براى او تهيّه كرديم ، ولى حيف كه به هدف خود نرسيديم و بلكه سگ از دست ما رفت .
و سپس افزود: هر چه تلاش مى كنيم تا از وجود موسى بن جعفر نجات يابيم ، ممكن نمى شود.
و در پايان با تهديد به غلام گفت : مواظب باش كه اين خبر در بين افراد منتشر نگردد.(49)

خبر از شهادت در دوّمين مرحله
مرحوم كلينى ، علاّمه طبرسى و علاّمه مجلسى و ديگر بزرگان ، به نقل از ابوخالد زبالى حكايت كنند:
در آن زمانى كه مهدى عبّاسى ، امام موسى كاظم عليه السلام را از مدينه به عراق احضار كرد، من در يكى از كاروان سراها به نام زباله بودم ، كه حضرت به همراه تعدادى از ماءمورين خليفه وارد كاروانسرا شد؛ و چون آن بزرگوار مرا ديد خوشحال گرديد و فرمود: مقدارى لوازم ، برايش تهيّه و فراهم كنم .
عرض كردم : مولاى من ! چرا شما را در اين وضعيّت مى بينم ؟!
اين همه ماءمور، شما را به كجا مى برند؟
و سپس افزودم : من از اين طاغوت مهدى عبّاسى مى ترسم و شما را در امان نمى بينم .
حضرت فرمود: اى ابوخالد! در اين سفر به من آسيبى نخواهد رسيد، ناراحت نباش ، در فلان ماه و تاريخ ، نزديك غروب آفتاب منتظر من باش ، كه ان شاءاللّه مراجعت مى نمايم .
ابوخالد گويد: بعد از آن كه ماءمورين حكومتى حضرت را بردند، من مرتّب در حال محاسبه ايّام و ساعات بودم ، كه چه موقع زمان وعده حضرت فرا مى رسد و مراجعت مى فرمايد.
پس چون آن روزى كه امام عليه السلام وعده داده بود، فرا رسيد، من تا غروب آفتاب منتظر قدوم مبارك آن حضرت نشستم ؛ ولى آن بزرگوار نيامد، تا هنگامى كه هوا تاريك شد، ناگهان ديدم از آن دور يك سياهى پديدار گشت .
چون جلو رفتم ، امام موسى كاظم عليه السلام را سوار بر قاطر ديدم ، بر حضرتش سلام كردم و از اين كه صحيح و سالم مراجعت فرموده است ، بسيار خوشحال و مسرور گشتم .
آن گاه حضرت به من خطاب كرد و فرمود: اى ابوخالد! آيا هنوز هم ، در شكّ و ترديد هستى ؟
گفتم : الحمدللّه ، كه از شرّ اين ستمگر ظالم نجات يافتى .
فرمود: آرى ، ليكن مرحله اى ديگر مرا احضار خواهند كرد و در آن مرحله نجات نمى يابم ؛ و آنان به هدف شوم خود خواهند رسيد.(50)
خروج از زندان و طىّ الارض
مرحوم شيخ صدوق و ديگر بزرگان آورده اند:
پس از آن كه چون هارون الرّشيد حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليه السلام را از زندان بصره به بغداد منتقل كرد، تحويل شخصى به نام سندى بن شاهك يهودى داده شد.
و در زندان بغداد، حضرت بسيار تحت كنترل و فشار بود؛ و زير انواع شكنجه هاى روحى و جسمى قرار گرفت ، تا جائى كه حتّى دست و پا و گردن آن امام مظلوم عليه السلام را نيز به وسيله غل و زنجير بستند.
امام حسن عسكرى عليه السلام در اين باره فرموده است :
جدّم ، حضرت موسى بن جعفر عليه السلام سه روز پيش از شهادتش ، زندان بان خود - مسيّب - را طلبيد و اظهار نمود:
من امشب به مدينه جدّم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله مى روم تا با آن حضرت تجديد عهد و ميثاق نمايم و آثار امامت را تحويل امام بعد از خودم دهم .
مسيّب عرض كرد: اى مولاى من ! شما در ميان اين غل و زنجير و آن همه ماءمورين اطراف زندان ، چگونه قصد چنين كارى را دارى ؟
و من چگونه زنجيرها و درب هاى زندان را باز كنم ، در حالى كه كليد قفل ها نزد من نيست ؟!
امام عليه السلام فرمود: اى مسيّب ! ايمان و اعتقاد تو نسبت به خداوند متعال و هچنين نسبت به ما اهل بيت عصمت و طهارت سُست است .
و سپس حضرت افزود: همين كه مقدار يك سوّم از شب سپرى گرديد، منتظر باش كه چگونه خارج خواهم شد.
مسيّب گويد: من آن شب را سعى كردم كه بيدار بمانم و متوجّه حركات امام موسى كاظم عليه السلام باشم ؛ ولى خسته شدم و خواب چشمانم را فرا گرفت ؛ و لحظه اى در حال نشسته ، خوابم برد.
ناگهان متوجّه شدم كه حضرت با پاى مباركش مرا حركت مى دهد، پس ‍ سريع از جاى خود برخاستم ؛ و هر چه نگاه كردم اثرى از ديوار و ساختمان و زندان نديدم ، بلكه خود را به همراه حضرت در زمينى هموار مشاهده نمودم .
و چون گمان كردم كه آن حضرت مرا نيز به همراه خود از آن ساختمان ها بيرون آورده است ، گفتم : ياابن رسول اللّه ! مرا نيز از شرّ اين ظالم نجات بده .
حضرت اظهار نمود: آيا مى ترسى تو را به جهت من از بين ببرند و بكُشند؟
و سپس افزود: اى مسيّب ! در همين حالى كه هستى ، آرام باش ، من پس از مدّتى كوتاه باز مى گردم .
مسيّب با تعجّب سؤال كرد: ياابن رسول اللّه ! غل و زنجيرى كه بر دست و پاى شما بود، چگونه گشودى ؟!
امام عليه السلام فرمود: خداوند متعال به جهت ما اهل بيت ، آهن را براى حضرت داود عليه السلام ملايم و نرم كرد؛ و اين كار براى ما نيز بسيار سهل و ساده است .
آن گاه حضرت از نظرم ناپديد گشت و با ناپديد شدنش ديوارها و ساختمان زندان با همان حالت قبل نمايان گرديد.
و چون ساعتى گذشت ناگهان ديدم ديوارها و ساختمان زندان به حركت درآمد و در همين حالت ، مولا و سرورم حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را ديدم كه به زندان بازگشته است و همانند قبل غل و زنجير بر دست و پاى مبارك حضرت بسته مى باشد.
از ديدن اين معجزه ، بسيار تعجّب كردم و به سجده افتادم .
بعد از آن امام عليه السلام به من فرمود: اى مسيّب ! برخيز و بنشين ؛ و ايمان خود را تقويت و كامل گردان ، و سپس افزود: من سه روز ديگر از اين دنيا و محنت هاى آن خلاص خواهم شد و به سوى خداوند متعال و مهربان رهسپار مى گردم .(51)
دستور خواب تا هنگام شهادت
اكثر محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلفى آورده اند:
هنگامى كه ماءمورين حكومتى خواستند امام موسى بن جعفر عليه السلام را از مدينه منوّره به سوى عراق حركت دهند، حضرت به فرزند خود، حضرت رضا عليه السلام دستور فرمود تا زمانى كه خبر قتل و شهادت پدرش را نياورده اند، هر شب رختخواب خود را جلوى اتاق آن حضرت پهن نمايد و در آن بخوابد.
خادم آن حضرت گويد: من هر شب رختخواب حضرت علىّ بن موسى الّرضا عليه السلام را جلوى اتاق امام موسى كاظم عليه السلام پهن مى كردم و حضرت رضا سلام اللّه عليه مى آمد و مى خوابيد.
و مدّت چهار سال به همين منوال سپرى شد، تا آن كه شبى از شب ها وقتى رختخواب را پهن كردم ، حضرت نيامد و تمام اهل منزل وحشت زده ؛ و غمگين شديم و همگى در فكر فرو رفتيم كه حضرت رضا عليه السلام كجا رفته ؛ و چه شده است ؟
چون صبح شد متوجّه شديم كه حضرت علىّ بن موسى الّرضا عليه السلام آمد و مستقيما نزد امّ احمد - يكى از همسران امام موسى كاظم عليه السلام رفت و فرمود: اى امّ احمد! آنچه پدرم نزد تو به وديعه نهاده است ، تحويل من بده .
در اين هنگام ، امّ احمد فريادى كشيد و گريه كنان بر سر و صورت خود زد و گفت : مولا و سرورم شهيد گشته است .
امام رضا عليه السلام فرمود: آرام باش و تا زمانى كه خبر شهادت پدرم منتشر نشده است سكوت نما.
پس ، امّ احمد آرامش خود را حفظ كرد؛ و آن گاه صندوقچه اى را به همراه دو هزار دينار آورد و تحويل امام رضا عليه السلام داد و گفت : پدرت ، امام موسى كاظم عليه السلام اين ها را به عنوان وديعه نزد من نهاد و فرمود:
تا هنگامى كه خبر شهادت مرا نشنيده اى ، از اين اشياء خوب مراقبت و نگه دارى كن ؛ و چون خبر قتل مرا شنيدى ، فرزندم رضا - سلام اللّه عليه - نزد تو مى آيد و آن ها را مطالبه مى نمايد، پس همه را تحويل او بده ؛ و بدان كه او بعد از من امام و حجّت خداوند متعال بر تمامى خلق مى باشد.(52)
همچنين مرحوم شيخ صدوق و طبرى و ديگر بزرگان ضمن حديثى طولانى از حضرت ابومحمّد امام حسن عسكرى عليه السلام آورده اند:
امام موسى كاظم عليه السلام سه شب مانده به آخر عمر شريفش ، به زندان بان خود - مسيّب - فرمود:
من سه روز ديگر به سوى پروردگار خود رحلت خواهم كرد و اين شخص ‍ پليد و پست - سندى بن شاهك - ادّعا مى كند كه مراسم تجهيز كفن و دفن مرا انجام مى دهد.
و سپس افزود: اى مسيّب ! بدان و آگاه باش كه چنين كارى امكان پذير نيست ؛ بلكه فرزندم ، علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام مرا تجهيز و تدفين مى نمايد.
و چون جنازه ام به قبرستان قريش منتقل گرديد، درون قبر، لَحَدى برايم درست كنيد؛ و هنگامى كه درون لَحَد قرار گرفتم ، سعى كنيد كه قبرم را مرتفع نگردانيد؛ و نيز از خاك قبر من جهت تبرّك استفاده نكنيد؛ چون خوردن تمام خاك ها حرام است ، مگر تربت شريف جدّم ، امام حسين عليه السلام كه خداوند تبارك و تعالى براى شيعيان و دوستان ، در آن تربت ، شفا قرار داده است .
مسيّب در ادامه روايت گويد: چون روز سوّم فرا رسيد و لحظات شهادت حضرتش نزديك شد، فرزند بزرگوارش حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام - كه از قبل او را مى شناختم - حضور يافت و من شاهد حضور آن حضرت تا پايان مراسم بودم .(53)
و چون حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر عليهما السلام در همان زندان بغداد به شهادت رسيد - كه بعد از مدّت ها، آن زندان تبديل به مسجدى شد، كه در بغداد در محلّ دروازه كوفه موجود مى باشد - توسّط فرزندش امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام تجهيز شد و در قبرستان قريش ، در اتاقى كه خود امام موسى كاظم عليه السلام خريدارى كرده بود، دفن گرديد.(54)


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 7:54 | نویسنده : حاج اقا |

سلام ميلاد امام موسي كاظم عليه السلام مبارك باشه بياييدماهم تولد ايشان راتبريك بگوئيم به خودايشان و7حديث ازاحاديث ايشان را به عنوان كادوي تولد بخوانيم حفظ كنيم وبه ان عمل كنيم

     

شخصى به نام مرازم گويد:
روزى جهت زيارت و ملاقات امام موسى كاظم عليه السلام به سوى مدينه طيّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در اين ميان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذيرفت كه با من ازدواج نمايد.
سپس به دنبال كار خويش رفتم ؛ و چون شب فرا رسيد به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سريع دست خود را بر سينه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.
فرداى آن شب ، چون بر مولايم امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شيعه و دوست ما نيست .(56)
2 در روايات آمده است بر اين كه شخصى به نام اميّة بن علىّ قيسى به همراه دوستش حمّاد بن عيسى بر حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليه السلام وارد شد تا براى مسافرت ، از حضرتش خداحافظى نمايند.
اميّه گويد: همين كه به محضر مبارك آن حضرت رسيديم ، بدون آن كه سخنى گفته باشيم ، امام عليه السلام فرمود: مسافرت خود را به تاءخير بيندازيد و فردا حركت كنيد.
وقتى از منزل آن حضرت بيرون آمديم ، حمّاد گفت : من حتما همين امروز مى روم ؛ ولى من گفتم : چون حضرت فرموده است كه نرويد، من مخالفت دستور امام خود را نمى كنم .
سپس حمّاد حركت كرد و رفت و چون از شهر مدينه خارج گرديد، باران شديدى باريد و سيلاب عظيمى به راه افتاد و حمّاد در سيلاب غرق شد و مُرد؛ و در همان محلّ به نام سيّاله دفن گرديد.(57)
3 روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام ، يكى از خادمان خود را به بازار فرستاد تا برايش تخم مرغ خريدارى نمايد.
غلام بعد از خريد، با يكى دو عدد از آن تخم مرغ ها با بعضى از افراد قماربازى كرد؛ و سپس آن ها را براى حضرت آورد.
بعد از آن كه تخم مرغ ها پخته شد و امام عليه السلام مقدارى از آن ها را تناول نمود، يكى از غلامان گفت : با بعضى از آن ها قماربازى و برد و باخت شده است .
حضرت با شنيدن اين سخن ، فوراً طشتى را درخواست نمود و آنچه خورده بود، در آن استفراغ كرد.(58)
4 روزى هارون الرّشيد طبقى از سرگين الاغ تهيّه كرد و سرپوشى بر آن نهاد؛ و آن را توسّط يكى از افراد مورد اطمينان خود براى حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليهما السلام فرستاد با اين گمان كه حضرت را مورد تحقير و توهين قرار دهد.
هنگامى كه آن شخص طبق را نزد حضرت آورد و سرپوش را برداشت ، ديد خرماهاى تازه و گوارائى در آن قرار دارد.
پس ، حضرت تعدادى از آن رطب ها را تناول نمود و سپس چند دانه به كسى كه طبق را آورده بود، داد و او نيز آن ها را خورد، بعد از آن باقى مانده آن ها را براى هارون فرستاد.
وقتى ماءمور، طبق را نزد هارون آورد و جريان را تعريف كرد، هارون يكى از آن خرماها را برداشت و چون در دهان خود نهاد، تبديل به سرگين الاغ گشت .(59)
5 يونس بن عبدالرّحمان - كه يكى از ياران صديق و از وكلاى امام صادق ، امام كاظم و امام رضا عليهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فيض حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شد.
امام عليه السلام پس از مذاكراتى ، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى يونس ! با مردم مدارا كن ؛ و هركسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت كن .
يونس اظهار داشت : اى مولايم ! مردم مرا به عنوان بى دين و زنديق خطاب مى كنند.

امام عليه السلام فرمود: گفتار مردم نبايد در روحيّه و افكار تو تاءثير بگذارد، چنانچه در دستان تو جواهرات باشد و مردم بگويند كه سنگ ريزه است ؛ و يا آن كه در دست هايت سنگ ريزه باشد و بگويند كه جواهرات در دست دارد، اين گفتار هيچ گونه سود و يا زيانى براى تو نخواهد داشت .(60)

قالَ عليه السلام : سُرْعَةُالْمَشْىِ تَذْهَبُ بِبَهاءِالْمُؤْمِنِ.(99)

فرمود: با سرعت و شتاب راه رفتن ، بهاء و موقعيّت مؤمن را مى كاهد.

ايااين لنگوئج بادي (زبان بدن)نيست كه خيلي غربيها علمش رابه خودشان نسبت ميدهند؟؟؟


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 7:43 | نویسنده : حاج اقا |
روانشناسی رنگ ها را بدانیم

 برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:
قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.
دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتکار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید.
ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.
در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.
کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!
قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.
به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.
شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.
خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.
نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.
سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.
دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.
فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.
سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.
یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است
.


موضوعات مرتبط: روان شناسي

تاريخ : یکشنبه 1390/10/11 | 7:25 | نویسنده : حاج اقا |
http://persiandrive.com/download2.php?a=345006&b=c0fd967ba76cd339dca12c8179c3742a

ميخواهيد محبوب دلهاشويد اين پاورپوينت زيباراببينيد

هديه من به شما كه مي خواهيدبهترين باشيد                  منتظرپاورپوينتهاي بعدي هم باشيد


موضوعات مرتبط: نکات شیرین

تاريخ : جمعه 1390/10/09 | 12:58 | نویسنده : حاج اقا |
آداب سفره
در سر سفره غذا، دوازده دستورالعمل ارزشمند وجود دارد که سزاوار است هر مسلماني آن ها را بشناسد.
چهارتاي آن واجب و چهارتاي آن مستحب و چهارتاي آن نشانه ادب و بزرگواري است.

و اما چهار دستور العمل واجب:
1 - شناخت و معرفت پروردگار (بدانيم که نعمت ها از اوست).
2 - راضي به نعمت هاي خدا بودن.
3 - گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز غذا.
4 - شکر و سپاسگزاري خدا در آغاز و پايان غذا.
و چهار دستور العمل مستحب عبارتند از:
1 - وضو گرفتن قبل از غذا
2 - نشستن به جانب چپ
3 - در حال نشسته غذا خوردن
4 - غذا خوردن با سه انگشت
و آن چهار دستورالعملي که نشانه ادب و بزرگواري است مانند:
1 - آن چه پيش روي شماست بخوريد
2 - لقمه ها را کوچک برداريد
3 - غذا را خوب بجويد و با شدت نرم کنيد.
4 - کمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد. [1] .

موضوعات مرتبط: نکات شیرین

تاريخ : جمعه 1390/10/09 | 12:47 | نویسنده : حاج اقا |
رفتار کودک از بدو تولد تا 15 سالگی



مقدمه
رابطه کودک با مادر بهترین روابطی است که بین دو انسان برقرار می‌شود و این روابط می‌تواند برای سالهای بعد، آموزنده باشد و یا الگویی برای شخصیت بعدی کودک و رابطه او با سایرین باشد. تقریبا همه مادران کوشش دارند که رابطه آنان با فرزندانشان تا حد امکان مطلوب باشد. در این رابطه فقط مادر دخالت ندارد، بلکه کودک نیز در این امر سهیم است. بنابراین لازم است بعضی از خصوصیات اخلاقی کودک را در سنین مختلف مورد مطالعه قرار دهیم. و هر قدر مادر در این خصوصیات آگاهی کاملتری داشته باشد، بهتر می‌تواند با او کنار بیاید، اگر بداند که با وجود همه کوششهای او ، باز هم همه چیز آرام و بی دردسر نخواهد بود، در این صورت با مشکلات ، رابطه صحیحی برقرار خواهد ساخت.
هر قدر مادر ، ماهر ، با استعداد و مهربان باشد، رابطه او با کودکش آرامتر و بی دردسرتر خواهد بود. و در نتیجه مشکلات آینده‌اش ، برای مادر قابل پیش بینی خواهد بود. تغییرات اخلاق و رفتار کودک حتی در قسمتهای پیچیده و بغرنجی از آن ، مانند رابطه او با مادرش هم ، دارای نظم و ترتیب و قابل پیش بینی است. میزان سازگاری و همکاری کودک با شما ، تنها بستگی به طرز رفتار و مهارت شما در تربیت کودک ندارد، بلکه به نحوه قابل ملاحظه‌ای با تغییرات خود کودک در حال رشد و نمو نیز دارد. در ضمن باید بدانید، وقتی کودک شما در مقابلتان مقاومت به خرح می‌دهد، اغلب کودکان در این سن ، چنین نیستند. در این صورت عکس العمل شما با این موضوع فرق خواهد داشت.
کودکان شیرخوار
هر کودک شیرخواری حسب تفاوتهای فردی در برخورد با مادر برای ارضای نیازهای فیزیولوژیکی ، رفتار خاصی دارد. در این خصوص مادران باید بگذارند تاکودک خود برنامه غذایش را تنظیم کند و تقاضای طبیعی‌اش معین کند که چه موقعی باید بخورد و بخوابد. اما در حقیقت این مساله تمام هدف نیست، بلکه نیمی از آنست. روش بزرگ کردن کودک، بنا به عکس العمل او در برابر احتیاجات طبیعی و فطری کودک و بر حسب نظم و ترتیب آن ، توسط مادر تنظیم می‌گردد. در این صورت هر نوع نیاز کودک برآورده می‌شود.
بعضی از کودکان ، تابع نظم مادرند و بعضی در این قالب نمی‌گنجند. آنچه ما در جستجوی آن هستیم، ترکیبی از این دو حالت است. یعنی تنظیم شخصی و خود به خود کودک که شامل نیروهای داخلی و خارجی هر دو است. گاهی تقاضای کودک، مافوق توانایی مادر است، در این صورت مادر باید خود را در برابر تقاضاهای زیاد طفل ، محافظت کند. البته هدف اصلی سازش و تطابقی است که بین طرفین برقرار می‌شود، ولی اگر کودک نسبت به تعدیل تقاضاهای خود ، استعداد و توانایی نشان ندهد، این وظیفه مادر است که اقدام نماید و در مقابل تقاضاهای کودک ، خودداری نشان دهد. چنین حالتی فقط تملق به زمان شیرخوارگی ندارد، بلکه متعلق به تمام سالهای برخورد است.
کودکان 18 ماهه
کودک هیجده ماهه در حالیکه ظاهرا «بزرگ شده است و کاملا» جست و خیز دارد ولی از نظر روابطش با مادر خیلی شبیه بچه ی شیر خوار است او دوست دارد بیشتر بگیرد تا بدهد. او از چیزهایی که می‌داند و می‌تواند، استفاده کافی می‌کند و نیازها و احتیاجهای خود را به سایرین می‌فهماند. او بوسیله اشاره و تلفظ کلماتی مانند «آه ـ آه» به سرعت منظور خود را می‌فهماند. جواب «نه» را از دیگران به راحتی قبول نمی‌کند. می‌داند که کلمه «نه» راحتترین و متداولترین کلمه‌ای است که بکار می‌رود.
کودک هیجده ساله وقتی راه می‌رود، با حرکت پاها فکر می‌کند و دوست دارد هر چه به دستش می‌رسد، بگیرد. احساس او نسبت به زمان بسیار کم است. او هر چه را که می‌خواهد، همین الان می‌خواهد. مدتی نخواهد گذشت که کودک هیجده ماهه بر اثر رشد، این مراحل را پشت سر می‌گذارد و در سن دو سالگی مادر می‌بیند که او اخلاق خوشی دارد و آدم مطیعی است.
کودک بیست و یک ماهه
کودک در این سن دوست دارد. هر چه که مورد علاقه‌اش است، همراهش باشد. از تغییر وضعیت ناراحت است و چون گنجینه‌ای لغات او کامل نیست، نمی‌تواند منظورش را بفهماند بنابراین به گریه و ناسازگاری کردن، متوسل می‌شود. مادر خوب و والدین آگاه ، سعی دارند منظور کودک را به سرعت درک و عملی کنند چون در غیر این صورت با لجبازی و ناسازگاری کودک روبه رو خواهند شد. امنیت کودک وقتی عادی است که همه چیز مثل سابق باشد. از تغییر جا یا تغییر لباس و غذا متنفر است.خوشا به حال کودک بیست و یک ماهه ای که والدینش ، واقعی بودن نیازهای او را تشخیص دهند.
کودک دو ساله
برای یک کودک دو ساله ، برعکس کودک هیجده ماهه ، اطاعت ، کاری دلپذیر و آسان است. گذشت شش ماه به کودک این را می‌دهد که در مقابل والدینش فرمانبردار خوبی باشد. کودک در دو سالگی بیشتر اوقات ، شنونده و اجرا کننده بسیار خوبی است. این حالتها جزء ذات کودک است، و اگر والدین بدانند که در چه مدت این تغییرات صورت می‌گیرد تقاضاها و انتظارهای خود را از کودک ، با امکانات و قدرت او تطبیق می‌دهند و در نتیجه ، در امر تربیت او توفیقهای بیشتری عایدشان می‌شود.
کودک دو سال و نیمه
کودک در این سن ، منفی باف ، لجوج و سرسخت است. اگر مادر بخواهد با عجله لباس او را تنش کند، کودک فریاد می‌زند: «خودم می‌خواهم بپوشم» و اگر پدر به او بگوید: «لباست را بپوش» خواهد شنید که می‌گوید: «می‌خواهم مامان لباس تنم کند.» کودک دو و نیم ساله متلون است. اگر مادر به طرف او رود. بابا را می‌طلبد و به عکس اگر بابا به طرفش برود، مامانش را می‌خواهد. او در دنیایی از تضاد سیر می‌کند. و این کلمات بر زبان او جاری است: «می‌کنم .. نمی‌کنم .. می‌خواهم .. نمی‌خواهم .. می‌توانم .. نمی‌توانم .. بله .. نه»
انتخابهای او چند تایی است و در هر دقیقه ، نوعی را می‌پسندد، اگر انواع باشد همه را طالب است اگر جلوی او را نگیرند، ممکن است مدتها از یک سمت به سمت دیگر حرکت کند. اگر مادر به او بگوید: «مربا می‌خواهی» می‌گوید «نمی‌خواهم» اما به محض اینکه مربا کنار گذاشته شود، او مربا می‌خواهد. مشکل مادر برای تربیت او ، این است که باید حتی الامکان او را در مسیر یک طرفه قرار دهد. کارهای روزانه را خودتان انتخاب کنید و فرصت انتخاب به او ندهید. وقتی می‌خواهید او را با خود به بیرون ببرید، در حالیکه از تفریح در بیرون برایش سخنرانی می‌کنید لباس تنش کنید. اگر از او برای بیرون رفتن ، اجازه بخواهید، کلاهتان پس معرکه است. به هر قیمت که می‌دانید از پرسشهایی که او باید چواب «نه» را ادا کند، پرهیز نمایید. به او زیاد فرصت انتخاب ندهید. اگر این فرصت را داشته باشد، مطمئن باشید که از فرصت خود راضی نیست.
در تمام دستورها، خواهش و تقاضاهایش تکبر و غرور زیاده از حدی دیده می‌شود. لذا مادر باید به جای نشستن و غصه خوردن ، راه و روش تسلط بر فرزند را بیاموزد و این مطلب را همواره در نظر داشته باشد، سعی کند کودک حرفهای او را بدون چون و چرا بشنود و به عکس در مقابل کارهای بی‌اهمیت تسلیم شود. مثلا «بگوید: البته ... بله قربان ... حتما»
مادران باید به خاطر داشته باشند که کودک 5/2 ساله ممکن است. رفتارش با شما بسیار خوب یا بد باشد، اما او شما را بسیار دوست دارد و تمناهای زیادی از شما دارد. جالبترین استعدادهای خود را می خواهد به شما نشان دهد، و دوست ندارد آنها را حتی پدرش ببیند. اگر گاهی وقتها که شما را خیلی ناراحت و خسته کرده، فرصتی بدست آورده و قدری استراحت کنید تا با صبر و حوصله بیشتری به سوی او بازگردید.
کودک دو و نیم تا سه ساله
بسیاری از کودکان در این سن ، در مرحله عجیبی قرار می‌گیرند، آنها میل دارند به زمان شیرخوارگی برگردند، از نظر احساسی می‌توانند این مرحله را با مادر تجدید کنند. دوست دارند دوباره از پستان مادر شیر بخورند، خود را در آغوش مادر جای دهد، برایش بسیار دلپذیر خواهد بود. کودک 5/2 ساله‌ای به مادرش می‌گفت: «من کوچولو هستم» نمی توانم حرف بزنم. دندان ندارم غذا بخورم. دوست دارم شیر بخورم.» آنها دوست دارند در کالسکه بخوابند و از شیشه بوسیله پستانک شیر بخورند. وقتی مادری این نیاز کودک خود را بداند، سعی در برطرف کردن آن کرده و به موقع او را از این تخیل بی جا نجات می‌دهد. اغلب مادران ، کودک در این سن را مسخره کرده و با توجه به کودکان دیگر خود ، حس حسادت آنانرا تحریک و حسود بار می‌آورند. اما اگر کودک از زنده کردن دوران شیرخوارگی خود به اندازه کافی تجربه بدست آورد، خواهد توانست رشد کند و مستقل تر و بالغ تر بشود و سپس همواره به جلو نگاه کند نه به عقب.
کودک سه ساله
این سن برای مادر و فرزند دوره آرام و رضایت بخشی است. کودک از کلمه «ما» بسیار استفاده می‌کند. اغلب وجود مادر را بر خود ترجیح می‌دهد. کودک در ابتدای مرحله 5/2 سالگی روی کلمه «من» و احتیاجات شخصی خودش متمرکز است، بعد روی کلمه «شما» و تقاضای او بر «شما» تکیه دارد و بالاخره به مرحله دوستانه و مشترک می‌رسد. او در جهت متضاد گم نمی‌شود و سعی ندارد که هر دو جهت را انتخاب کند بلکه یک جهت را انتخاب کرده و روی آن می‌ایستد. گاهی والدین می‌توانند با فرزند سه ساله ی خود چانه نزنند. او را متقاعد کرده و به امید پاداش به انجام کاری مجبور سازند. در سه سالگی قدرت بکارگیری کلمات به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می‌یابد. او می‌تواند در جواب سخن سایرین حرف بزند. میل فراوان دارد در اموری که جنبه امر و بهره در آینده دارد، شرکت کند. کودک سه ساله گاهی که با دلیل و منطق صحبت می‌کنید، بخوبی گوش می‌دهد، و حتی گاهی اوقات ممکن است اگر دلیل خوبی برایش بیاورید. کارهایی را که انجامش را دوست ندارد، به راحتی انجام دهد. تقاضای او از بزرگترها خیلی کمتر از سابق و کنار آمدن با او آسانتر است.
کودک سه و نیم ساله
در این سن کودک دوست دارد، در خیال خود ، از والدین دوست خیالی بسازد و با آنها در خیال بازی کند، به آنها غذا بدهد و دست و صورتشان را بشوید و خشک کند، به نوازششان بپردازد. وقتی والدین در کنار او آرام نشسته‌اند و بدون توجه ، به دنبال کار خود می‌روند، داد کودک بلند می‌شود و گریه را سر می‌دهد و می‌گوید: «مادر چرا رفتی؟ من که با تو کاری نداشتم من به تو غذا می‌دادم. تو با رفتنت بازی مرا خراب کردی.»
والدین فکر می‌کنند که وضع روحی کودکشان متزلزل و مضطرب است، در صورتی چنین نیست، والدین باید بدانند معمولا کودکان در این سن با دوستان خیالی خود ، مدتها بازی می‌کنند و هر کدام نوعی دوست خیالی دارند. این مرحله ، مرحله طبیعی رشد است و از خصوصیاتش اینگونه بازی هاست هیچگاه نباید باعث نگرانی والدین شود و احتیاج به درمان ندارد. و خود به خود بر اثر رشد و بطور طبیعی اصلاح خواهد شد.
کودک چهار ساله
وقتی کودک چهار ساله می‌گوید: «مامانم اینطور می‌گوید» مثل آنست که بزرگترین مرجع صلاحیت‌دار ، دستوری صادر کرده است و دیگر جای هیچگونه بحث و گفتگویی نیست. وقتی در این سن در کودکستان ، کودک به مربی خود می‌گوید: «مامانم گفته ساعت 9 باید شیرینی بخورم» بهترین دلیل را برای او آورده است. کودک برای همبازی خود بزرگترین دلیل را می آورد وقتی به او می‌گوید: «مامانم می‌گوید شماها باید این کار را بکنید». بچه‌های دیگر هم ممکن است حرف او را قبول و به عنوان دلیل بپذیرند. ولی کودک چهار ساله ، موجود کاملا ثابتی نیست.
ممکن است تصور کنید که اگر مادر تا این اندازه برای کودک صلاحیت و مرجعیت دارد، باید انتظار داشت کودک در کلیه موارد به حرف او گوش دهد، اما ابدا اینطور نیست. در هر سنی ممکن است کودک بعضی اوقات مقاومت به خرج دهد ولی ورد زبان بچه چهار ساله ، عباراتی است از قبیل: «نه ... نخواهم کرد» یا حتی: «مگر مجبورم کنی.» در بعضی از سنین ، کودک مقاومت به خرج می‌دهد، چون نمی‌خواهد کاری را که از او خواسته‌اند، انجام دهد. ولی اغلب اوقات چنان می‌نماید که کودک چهارساله مقاومت می‌کند. چهارسالگی سن قید ناپذیری کودک است. او احساس می‌کند نیرویی او را وادار می‌کند که از زیر بار هر گونه قیدی شانه خالی کند و از سر کشی و تمرد خوشش می آید. با این سرکشی کودک هر طور که خودش صلاح می‌دانید، رفتار کنید ولی مقاومت او را زیاد جدی نگرید.
کودک پنج تا شش ساله
در پنج سالگی کودک مطیع و دوست داشتنی است و مادران می‌گویند آنها در این سن ، مانند فرشتگان هستند. اما در شش سالگی درست به عکس می‌شوند. کودک شش ساله نه تنها با مادرش رقابت می‌کند بلکه در برابر دستورهای او نیز مقاومت می‌نماید. در صورتی که کودک پنج ساله سعی دارد، فعالیت خود را همگام با مادر انجام دهد، و از او الگو بگیرد. کودک شش ساله ، دوست دارد همه تقصیر را به گردن مادر اندازد و برای هر چیز ، او را سرزنش کند. شش سالگی سن احساسات شدید و غالبا متضاد است.
کودک شش ساله در حالیکه مادر خود را سخت در آغوش دارد و می‌گوید: «ترا از هر کس در دنیا بیشتر دوست دارم» و مادر نیز از حرف کودکش خوشحال می‌شود، لحظه‌ای دیگر ، درست کاری مخالف سخن خود را انجام می‌دهد و می‌گوید: «مادر از تو بدم می‌آید» و مادر در این حالت ناراحت و افسرده می‌شود. در حالی که هیچیک از دو حالت مادر ، منطقی نیست. زیرا کودک او در سنی است که احساساتی بوده و احساسش بر عقلش غلبه دارد. بنابراین سخنهای او پایه و اساسی ندارد و مادر باید بداند، اطاعت نکردن کودک در این سن جسورانه ترین کاری است که کودک برای رسیدن به رشد انجام می‌دهد.
کودک هفت ساله
در این سن کودک از همه شکایت دارد و احساس می‌کند که همه با او دشمن هستند و هر کس در هر موقعیتی می‌خواهد او را اذیت کند. اینها از خصوصیات یک کودک هفت ساله است. بسیار حساس است و همیشه جنبه‌های منفی قضایا را در نظر می‌گیرد. بنابراین همیشه رنجیده و غمگین است. کودک شش ساله یک انسان جسور و متجاوز است ولی در هفت سالگی تمایل کودک درست عکس آنست و همیشه در برخورد با مسائل غرولند کنان عقب نشینی می‌کند، از والدین خود بیشتر از همه شکایت دارد و گاهی فکر می‌کند که آنها اصلا او را دوست ندارند. حتی آنهایی که خیلی درونگرا باشند، خود را بچه سر راهی پنداشته و سپس از خانه فرار می‌کنند. والدین از تخیل یک کودک هفت ساله در حیرت می‌شوند و گاهی ناامیدیهای او را به باد تمسخر می‌گیرند که درست باید عکس این عمل را انجام دهند و با او همدردی کنند تا از این طریق حالات یاس او را از بین ببرند.
کودک 8 ساله
کودک در سن 8 سالگی احتیاج شدید به یک رابطه عمیق دارد. از این رو به پدر یا مادر چسبندگی عجیبی پیدا می‌کند. در برابر قبول رد تقاضاهایش حساس است و کوچکترین تغییر قیافه والدین را درک می‌کند. آرزوی نزدیک بودن به مادر آنقدر برای او زیاد است که اغلب اوقات یک حالت آمیختگی بین او و مادرش بوجود می‌آید. اگر این علاقه بعد از مدتی فروکش نکند، باید نگران بود و برای درمانش اقدام کرد. این حالت فقط در حوالی هشت سالگی رخ می‌دهد و به زودی رد می‌شود. یک مادر خوب ، در این حالت با اینکه سماجت کودکش او را خسته می‌کند، با دادن یک پاداش مناسب می‌تواند، نیاز او را برای برقراری یک رابطه عاطفی ، ارضا نماید و راه را برای روابط فردی او در آینده هموار سازد.
کودک نه ساله
در این سن کودک تمایل شدیدی به مستقل بودن دارد، اگر استقلالش حفظ شود شخصیتی متعادل و دوست داشتنی خواهد یافت و گرنه پرخاشگر و ناسازگار جلوه می‌کند. در این سن کودک مصاحبت با مادر را دوست ندارد و میل ندارد با او مشورت کند، دوست دارد بیشتر با دوستانش باشد. نظر آنان بر همه کس حتی از مادر بالاتر است. اگر زیاد به کودک نه ساله خود دستور دهید، سرکشی نشان می‌دهد، دقت کنید و ببینید، آیا واقعا دستورتان لازم است، یا اینکه تنها می‌خواهید خود و فرزندتان را متقاعد کنید که شما هنوز ، فرد مافوق هستید.
کودک ده ساله
کودکان در این سن اغلب منتظرند ببیند مادرشان چه دستوری می‌هد تا آن را انجام دهند، اگر مادری بگوید: «چنانچه این درس را سه مرتبه بخوانی یاد خواهی گرفت» کودک بدون کم و کاست آن را انجام می‌دهد. ده سالگی از نظر رابطه مادر و کودک دوره خوش و مانند دوران پنج سالگی ، مطابق دلخواه مادر است. کودک از مادر اطاعت و دوست دارد دستورهایش را موبه مو اجرا کند.
کودک 11 تا 15 ساله
در این سن کودک زیاد به مادر توجه ندارد. او در آستانه بلوغ است مسائل رشد، دگرگونیهایی در او بوجود آورده که حالت دگرگونی به او می‌دهد. دیگر مادر برای او مطرح نیست. حتی مسائلی که از نظر زناشویی از دوستانش می‌شنود. برای لحظاتی او را از والدین خود متنفر می‌کند. در هر صورت والدین باید بدانند که در این سن به حریم خلوت کودک تجاوز نکنند زیرا در آنصورت ، رابطه عاطفی آنها گسته خواهد شد.
منبع: ماهنامه کودک


موضوعات مرتبط: تربیت فرزندوخانواده

تاريخ : جمعه 1390/10/09 | 12:32 | نویسنده : حاج اقا |

طرح ختم صلوات نثارمشكل گشاي عالم حضرت رقيه(سلام الله عليه)دوست داريدسهم شماچند صلوات باشد؟به ديگران هم خبردهيدتادراين عشق بازي سهم بيشتري داشته باشيم...

انهايي كه 2سال پيش حرمت عاشوراشكستند امسال 9دي خيلي بامعني تراز سالهاي پيش جواب گرفتند.در9دي امسال خودحضرت رقيه امده تاعلت حرمت شكني عصرعاشوراراازفتنه گران جويا شود...

براي توبه وقت داريدامروزتوبه كنيدوچون حررياحي برگرديد امام حسين مي بخشد اميدوارم تصميم درست رابگيريد.

ماهم منتظرشماهستيم ...اماسران فتنه بايد به دست مختارزمان سپرده شوندو....

به اميدروزي كه سران فتنه رامجازات كنيم ودل حضرت زهرا(سلام الله عليه)راشاد كنيم


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : جمعه 1390/10/09 | 10:35 | نویسنده : حاج اقا |

شهادت مظلومانه نازدانه امام حسین (علیه السلام)حضرت رقیه (سلام الله علیه)راتسلیت میگویم

تمام عالم میدونن که دخترابابائیند                           بابانیادنمیخوابندمنتظرلالائیند

                     


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : پنجشنبه 1390/10/08 | 17:25 | نویسنده : حاج اقا |

سلام دوستان حتماارمطالب قسمت موضوعات دیدن کنید پشیمان نمیشید

سعی کردم جدیدترین مطالب رابگذارم متناسب باخواست شما نظریادتون نره             مدیروبلاگ                                            موفق وپیروز باشید



تاريخ : چهارشنبه 1390/10/07 | 18:21 | نویسنده : حاج اقا |
چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده ؟

(به بهانه ماه رمضان )

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت ؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

 

حضرت  علي عليه السلام فرمود:

زماني بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بين آنها پديد مي آيد .

1- كارهاي زشت آشكار مي گردد و معمولي مي شود .

2- پرده هاي عفت و شرم پاره مي گردد .

3- زنا كاري و تجاوزهاي ناموسي علني مي شود .

4- مالهاي يتيمان را حلال مي شمارند و مي خورند .

5- رباخواري شيوع پيدا مي كند .

6- در كيل و وزنها ، كم و كاست مي كنند .

7- شراب را به اسم نبيذ حلال شمرده و مي خورند .

8- رشوه را به عنوان هديه و شيريني مي گيرند .

9- به نام امانت داري خيانت مي نمايند .

10-مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها درمي آورند.

11- به احكام و دستورات نماز بي اعتنائي مي كنند .

12- حج خانه خدا را براي غير خدا (براي ريا و يا تجارت ( بجا مي آوردند .

سپس ادامه داد: كيفراين زشتي ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مي كند، تا جائي كه ماه (شوال( براي آنها مخفي مي شود به طوري كه گاهي دو شبه ديده مي شود )كه معلوم مي شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اينكه روزه آن حرام بوده است( و زماني شب اول رمضان مخفي مي شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مي خورند و روزعيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مي گيرند . در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند به طور ناگهاني آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).

چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مي گيرد، تا جائي كه كساني صبح سالم هستند ولي شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهي شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتي چنين روزگاري پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائي بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهاني برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح با طهارت خدا را ملاقات نمايد. من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم،اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهاني و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسي از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد،زيرا "هر كس به جزاسلام آئيني داشته باشد ازاو پذيرفته نيست و در آخرت زيان كاراست"

منبع :

بحارالانوار

جلد 96

صفحه 303

باب 37

ما يثبت به الهلال و أن شهر رمضان ينقص أم لا و حكم صوم يوم الشك

 


موضوعات مرتبط: مناسبتها

تاريخ : چهارشنبه 1390/10/07 | 18:10 | نویسنده : حاج اقا |
بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش دين به کودکان

آموزش دين از مسؤوليتهاي تربيتي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. در بخشهاي پيشين اين نکته مطرح شد که به محض تولد کودک، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه نواخته مي‏شود؛ تا کودک از همان ابتداي ولادت ولو اندک با اصول و معارف توحيدي آشنا شود و فطرت خداگاه او شکوفا گردد.
اين روش به تناسب رشد کودک و نوجوان بايد تداوم داشته باشد. در هر مرحله از رشد جسم و روان بايد او را با مرحله‏اي از احکام و معارف الهي آشنا نمود. چنانکه از امام صادق (سلام الله عليه) نقل شده: وقتي                                                                                                                           
کودک سه ساله شد، بايد با معارف توحيدي آشنا شود
2، وقتي نزديک به چهار سالگي شد  ، با معارفي از نبوّت آشنا مي‏شود، و                                   ،3 وقتي پنج ساله شد و دست راست خود را از دست چپ تشخيص داد، رو به قبله قرار مي‏گيرد و سجده مي‏کند                                                                                                                                   ،4 و وقتي شش سال تمام شد، نماز بجا مي‏آورد رکوع و سجده را ياد مي‏گيرد                                      .5 وقتي به هفت سالگي رسيد، برخي اعمال وضوء را آموزش مي‏بيند                                                               ،6 و خلاصه وقتي به نه سالگي رسيد، کاملاً وضوء و نماز را بايد آموزش ببيند [1] .

ملاحظه مي‏فرماييد با چه اهميتي روايت آموزش دين را مطرح مي‏کند، البته به تدريج و مداراي حال کودک، که از مسائل ديني زده نشود. بلکه با تشويق و ترغيب و با به تدريج بايد مفاهيم صحيح اسلامي را فراگيرد.
در روايت ديگر آمده است هفت سال کودک در بازي، هفت سال آموزش قرآن، هفت سال فراگيري حرام و حلال [2] .
البته نظر روايت به تعليم و آموزش تدريجي است نه اينکه حدود بيان شده خصوصيت غيرقابل عدول داشته باشد. و منافات هم ندارد که در هفت سال اول در عين حال که به بازي مشغول است برخي معارف را هم فرامي‏گيرد، و در هفت سال دوم تنها آموزش روخواني قرآن مدنظر نيست بلکه معارف آن هم مورد عنايت است، لذا شناخت حرام و حلال هم مي‏تواند همزمان با تعليم قرآن باشد. در هر صورت روايت اين نکته را به روشني دلالت دارد که بايد کودکان و نوجوانان به تدريج با معارف و            
احکام الهي آشنا شوند
محبت به فرزندان
چنانچه در روايت ديگر از رسول‏الله (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شد: کسي که فرزند خود را ببوسد براي او حسنه‏اي نوشته مي‏شود، و کسي که فرزند خود را خوشحال کند، روز قيامت خداي سبحان او را خوشحال خواهد کرد؛ و کسي که به فرزند خود قرآن ياد بدهد، در روز قيامت پدر و مادر او را خواهند خواست و لباسهايي به آنها هديه خواهند کرد که صورت‏هاي بهشتي‏ها از آن نوراني مي‏شود: «مَنْ عَلَّمَهُ القُرآن دعي بالابوين فَکسيا حلّتين تضئي مِن نورهما وُجُوه اَهْلِ الجنه [3] ».
در روايت ديگر از رسول‏الله (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده که: کودکان خود را در هفت سالگي وادار به نماز کنيد: «مُروا صبيانکم بالصلوة اذا کانوا ابناء سبع سنين [4] ...».
و اين نکته از سيره‏ي زندگي فاطمه (سلام الله عليها) گوشزد شد که حضرت در تربيت فرزندان خود تا چه مقدار به آشنا نمودن و اهميت دادن به احکام و معارف الهي اهتمام مي‏دادند، حتي در شب قدر سعي مي‏کردند کودکان را هم تا به صبح بيدار نگه دارند.
اهميت به آموزش دين در کودکان و نوجوان بسيار زياد است، زيرا کودکان و نوجوانان بيش از هر کس ديگر آمادگي پذيرش معارف الهي را دارند، به همين لحاظ بيشتر در معرض خطر انحراف قرار دارند، لذا تأکيد شده است که کودکان و نوجوانان خود را دريابيد. قبل از آنکه گروههاي منحرف به سراغ آنان بروند: «بادِرُوا احداثکم بالحديث قبل اَانتسبقکم اليهِم المُرُجئه [5. و علت آن را امام علي بن ابي‏طالب (سلام الله عليه) بيان نمود که قلب کودک و نوجوان همانند زمين خالي است: «قلب الحدث کالارض الخاليه ما القي فيها مِن شي‏ءٍ قَبِلْتُه [6] ».
هر کس زمين خالي را احيا کرد و تصرف نمود مالک آن خواهد بود
. شما سعي کنيد، که قلب کودکان و نوجوانان خود را با معارف الهي و توجه به دستورات ديني زنده کنيد و نور ايمان و فطرت آنان را شکوفا نماييد؛ تا از خطر انحراف مصون بمانند، و در دام، گمراهان گرفتار نشوند.


موضوعات مرتبط: تربیت فرزندوخانواده

تاريخ : سه شنبه 1390/10/06 | 19:39 | نویسنده : حاج اقا |
این هم هدیه من به همه شما عروس دامادها به مناسبت شب ازدواجتون (مبارک باشه)

لحظاتی شادوزندگی الهی ونورانی رابراتون ارزو میکنم

درمطالب بعدی رازهای انتخواب همسر وهمسرداری رابراتون مینویسم

دستورات زيادي در مورد چگونگي انعقاد نطفه از سوي دين و علم رسيده است که عمل کردن به آنها موجب تولد نوزادي سالم، صالح، قوي و باهوش مي‌گردد. زمان آميزش، مکان آن، فکر و انديشه زوجين، خصوصيات روحي آنها و اعمال و رفتارشان، تأثير زيادي بر نطفه منعقد شده دارد. بعضي از اين دستورات به شرح زير است:
تغذيه هنگام آميزش
ـ وعده غذايي قبل از آميزش بايد حلال، پاک، مطهر و سالم باشد دقت کنيد غذايي که نوش جان مي‌نمائيد حتي شبهه‌ناک هم نباشد.
ـ وعده غذايي قبل از آميزش نبايد داراي موادي که به آن حساسيت داريد باشد. همچنين از خوردن غذاهاي سنگين و يا نفخ دهنده مانند: کلم، پياز، سير، حبوبات، غذاي سرخ‌کردني، فلفل و ادويه‌هاي تند، نمک زياد، گوشت زياد و چربي زياد، آبليموي زياد و خيار دوري کنيد.
ـ در وعده غذايي قبل از آميزش، از غذاهاي مقوي مثل خرما، عسل، پسته، گردو، بادام، موز و… استفاده نماييد.
زمان و مکان آميزش
براي افزايش احتمال بارداري بايد در حوالي زمان تخمک‌گذاري بيش از يکبار آميزش داشته باشيد. همچنين نزديکي يک تا دو روز پيش از تخمک‌گذاري و سپس انجام آميزش مجدد در روز تخمک‌گذاري نيز مناسب است.
زمان دقيق رها شدن تخمک در خانم‌ها مشخص نيست و به طول دوره قاعدگي آنها بستگي دارد ولي معمولا 14 روز پيش از آغاز پريود بعدي انجام مي‌شود.
در رابطه با زمان نزديکي، دستوراتي نيز از احاديث و روايات مختلف به شرح زير گردآوري شده‌است:
ـ در ساعات اوليه شب، با جسمي خسته و شکمي پر، آميزش صورت نگيرد چراکه فرزندي که بوجود مي‌آيد ساحر خواهد بود و دنيا را بر آخرت ترجيح مي‌دهد. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب189) در سحرگاهان، آميزش براي قواي بدني ملايم‌تر و سازگارتر و به خاطر انعقاد نطفه، مناسب‌تر و در تکوين جنين، اثري شايسته خواهد داشت، زيرا کودک را هوشيارتر به بار خواهد آورد.
ـ در شبي که به مسافرت مي‌رويد و شبي که از مسافرت برمي‌گرديد، نزديکي نکنيد زيرا فرزندي که متولد شود مالش را به ناحق صرف ميکند. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب189)
ـ از جمله اوقات مکروه براي آميزش، هنگام کسوف، خسوف، بادهاي تند و زلزله است. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب149)
ـ عوامل طبيعي نيز مانند: اشعه ماوراي بنفش، اشعه مجهول (اين اشعه از کرات ديگر به زمين مي‌رسد)، اشعه مادون قرمز، اشعه گاما و الکتريسيته موجود در هوا (آميزش هنگام غروب آفتاب و سپيده دم که مقدار الکتريسيته موجود در هوا به حد اکثر مي‌رسد مطلوب نيست)، بر نطفه در حال انعقاد، تأثير گذار است.
ـ شب دوشنبه که در پي آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضي به آنچه خداوند برايش قرار داده مي‌شود، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ شب سه‌شنبه که در اثر آن بعد از سعادت اسلام، شهادت روزي او مي‌شود، خداوند او را با مشرکين عذاب نمي‌کند دهانش خوشبو، دلش رحيم و جوانمرد خواهد بود و زبانش از دروغ، غيبت و تهمت پاک مي‌ماند، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ شب پنجشنبه که در پي آن فرزند حاکم يا عالم خواهد شد، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ روز پنجشنبه هنگام زوال که در پي آن شيطان به فرزند نزديک نخواهد شد تا پير شود و سلامتي دين و دنيا روزي‌اش خواهد بود، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ شب جمعه که در پي آن بچه خطيب و سخنگو خواهد شد، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ روز جمعه بعد از عصر که آن فرزند از دانايان مشهور خواهد شد، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ شب جمعه بعد از نماز عشاء که اميد است آن فرزند از ابدال (فرزند شبيه به والدين) باشد، آميزش مطلوب است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب190)
ـ شب اول ماه مبارک رمضان نيز آميزش مستحب است.(حليه‌المتقين)
ـ ميان طلوع فجر و طلوع خورشيد و بعد از غروب تا رفتن سرخي طرف مغرب، انجام اين عمل مکروه است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب89)
ـ شب و روزي که در آن بادهاي سياه؛ زرد يا سرخ بوزد نيز نزديکي کردن مکروه است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب89)
ـ در اول ماه (غير از ماه رمضان)، نيمه و آخر ماه و هنگاميکه آفتاب طلوع ميکند و زرد باشد نيز عمل جماع مکروه است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب90)
ـ نزديکي در بعدازظهر موجب لوچي فرزند مي‌شود. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب187)
ـ بين اذان و اقامه، فرزند حريص بر خونريزي و شب عيد فطر کثيرالشر مي‌گردد. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب187)
ـ شب عيد قربان، فرزند شش انگشتي و يا چهار انگشتي مي‌شود. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب187)
ـ شب نيمه شعبان، فرزند شوم و در صورتش نشان سياهي خواهد بود. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب187)
ـ نزديکي در پشت بام موجب مي‌شود فرزند رياکار، منافق و بدعت‌گذار گردد. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب189)
ـ نزديکي زير درخت ميوه‌دار باعث ميشود فرزند جلاد و يا سرکرده ظلم شود. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب187)
ـ نزديکي مقابل تابش مستقيم نور خورشيد، که در نتيجه آن فرزند فقير خواهد بود تا زمانيکه بميرد. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب187)

حالات پدر و مادر حين آميزش
ـ آرامش رواني پدر و مادر در زمان انعقاد نطفه در سلامت رواني کودک تاثير مهمي دارد و موجب مي‌شود نطفه کودک نيز با آرامش رواني منعقد گردد.
ـ دقت کنيد به هيچ عنوان با شکم پر همبستر نشويد.
ـ آميزش جنسي در دوران قاعدگي حرام است. پيامبر (ص) فرمود: اگر در حال حيض با همسرت آميزش کردي و فرزندي جذامي يا پيس به دنيا بيايد، جز خودت را ملامت نکن.
ـ پيامبر اکرم (ص) فرمودند: پس از جنابت، آميزش دوباره مکروه است، مگر آنکه از جنابت اول غسل کند. و الا اگر فرزندي شود و مجنون باشد، جز خودش را ملامت نکند. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب99)
ـ هنگام مصاحبت با همسر به فکر نامحرمان نباشيد، چون در اخلاق کودکي که نطفه او منعقد مي‌شود تأثير سوء دارد.
ـ هنگام آميزش به ياد خدابوده و به مسائلي مانند شجاعت، علم و خلاقيت فکر کنيد.
ـ در حين آميزش، هيچ يک از مرد و زن، مست نباشند، چون موجب کمبود ويتامين D شده و درنتيجه فرزند نرم استخوان مي‌گردد.
ـ زن و مرد در حين نزديکي با وضو بوده و به ياد خدا باشند. همچنين رغبت و ميل قوي جنسي زوجين در زيبايي جنين و هوشمندي وي اثري قطعي خواهد نهاد.
ـ ترس و اضطراب والدين در اين هنگام، بدترين تأثير را بر روي طفل مي‌گذارد و آرامش خاطر ايشان تأثيري بس نيکو در فرزند مي‌نهد.
ـ تأثير خستگي زياد، روي جنين کاملا محسوس است و او را ضعيف و رنجور مي‌کند.
ـ نگاه کردن به عورت زن سبب کوري فرزند مي‌شود. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب85)
ـ سخن گفتن، غير از ذکر خدا، سبب لال شدن فرزند مي‌گردد.
ـ خضاب کردن موجب مي‌شود، فرزند مخنث شود.
ـ به همراه داشتن انگشتري که در آن ذکر خدا يا چيزي از قرآن باشد، مکروه است. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب105)
ـ آميزش با همسر خود، اما با شهوت زني ديگر، موجب ديوانگي فرزند مي‌شود. (وسايل‌الشيعه، ج7 باب188)
ـ روي و پشت به قبله بودن، که لعنت خدا و ملائکه را در پي دارد. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب98)
ـ عريان نزديکي کردن نيز مکروه است. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب188)
ـ ايستاده نزديکي کردن که در نتيجه فرزند در رختخواب بول مي‌کند. (وسايل‌الشيعه، کتاب‌النکاح، ج7 باب189)
ـ بي‌وضو بودن زن باردار هنگام آميزش موجب کوردلي و خسيسي فرزند مي‌گردد.
جنسيت فرزند
با توجه به آنچه از آيات و روايات به دست مي‌آيد، پسر يا دختر بودن فرزند بدست خداوند است؛
علاوه بر اين سيره معصومين به ما مي‌آموزد که از خداوند درخواست فرزنداني سالم و صالح را داشته باشيم و در هنگام تولد نوزاد از سلامتي او سؤال کنيم، نه از جنسيت او.
در بحث تعيين جنسيت، دانشمندان دريافته‌اند که اسپرم مرد جنسيت فرزند را تعيين مي‌کند، نه تخمک زن. بدين صورت که:
زن داراي دو کروموزوم جنسي XX و مرد داراي دو کروموزوم جنسي XY مي‌باشد.
کروموزوم‌هاي زن XX+44 کروموزوم‌هاي مرد XY+44
اگر يک اسپرم داراي کروموزوم X با تخمک زن بارور شود، جنين حاصل دختر خواهد بود.
XX44 = (X+22) + (X+22) = نطفه دختر
اگر يک اسپرم داراي کروموزوم Y با تخمک زن بارور شود، جنين حاصل پسر خواهد بود.
XY44 = (Y+22) + (X+22) = نطفه پسر
برخي بررسي‌هاي انجام شده توسط دانشمندان نشان مي‌دهد براي موفقيت در امر تعيين جنسيت لازم است حداقل در پريود ماهانه قبل از بارداري رژيم پر سديم و پتاسيم براي پسرزايي و رژيم پر کلسيم مثل لبنيات و فقير از سديم و پتاسيم براي دخترزايي شروع شود. لکن اين رژيم هاي تغذيه اي معناي موفقيت 100% ندارند، بلکه احتمال تولد جنسيت دلخواه را افزايش مي‌دهد و تعيين کننده اصلي خالق آسمان‌ها و زمين است که بي‌اراده او برگي از درخت بر زمين نخواهد افتاد.
سه فصل بارداري
دوران بارداري را مي‌توان به 3 سه‌ماهه بارداري تقسيم کرد که در هر يک وقايع خاصي اتفاق مي‌افتد. هر سه‌ماهه مشخصات مربوط به خود را دارد. در سه‌ماهه اول ضربان قلب جنين شنيده مي‌شود؛ در سه‌ماهه دوم روح در بدن جنين دميده شده و اولين حرکاتش توسط مادر احساس مي‌شود؛ در سه‌ماهه آخر بعضي از مادران انقباضات کاذب زايماني را تجربه مي‌کنند…
سه‌ماهه اول بارداري
در سه‌ماهه اول اغلب زنان، مبتلا به تهوع و خستگي مي‌شوند ولي وضعيت ظاهري بدنشان تنها به مقدار جزئي تغيير مي‌کند. کودک در طي سه‌ماهه اول به خوبي خود را با حاملگي تطبيق مي‌دهد.
در اين مقطع، سينه‌ها رشدشان بيشتر شده، سنگين‌تر و حساس‌تر مي‌شوند. رنگ نوک سينه و يا کک‌مک‌هاي صورت تيره‌تر شده و احساس خستگي، تکرر ادرار، تهوع (به خصوص در ابتداي روز) نيز رخ مي‌دهد.
ـ ماه اول؛ ماه حيات:
در اين ماه اعضايي شکل گرفته و تکامل پيدا مي‌کنند که بتوانند جنين را تغذيه کرده و آن را حفظ نمايند:
* مايع آمنيوتيک: مايعي است که جنين در آن شناور است. در اوايل بارداري مقدار اين مايع کم است، اما در انتهاي حاملگي مقدار آن به 1000 ميلي ليتر مي‌رسد. اين مايع در واقع نقش رابط بين مادر و جنين را بازي مي‌کند. جنين از اين مايع مي‌بلعد، مي‌نوشد، هنگام تنفس، اين مايع در داخل و خارج شش‌هاي جنين مي‌گردد و جنين ادرار خود را در آن دفع مي‌کند.
* بند ناف: با تکامل اين وسيله به جنين مواد غذايي و اکسيژن مي‌رسد و مواد زائد تشکيل شده در بدن جنين و دي‌اکسيد کربن نيز از همين راه دفع مي‌گردد.
* جفت: 17 الي 20 روز پس از بارداري، جفت، يک عضو کاملا جديد، شروع به شکل‌گيري در ديواره رحم مي‌کند. جفت يک وسيله تبادل است؛ يک رابط که هم جنين و هم مادر به آن راه دارند. از طريق جفت شما به جنين، اکسيژن و ساير مواد ضروري و حياتي مانند گلوکز و اسيدهاي آمينه و همچنين آنتي‌بادي‌هايي بر ضد عفونت‌ها مي‌رسانيد.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره ياسين و صافات بخوانيد و به شکم بدميد. صبح‌ها کمي سيب شيرين بخوريد. روزهاي جمعه قبل از صبحانه انار ميل کنيد و قبل از طلوع آفتاب، اندکي از تربت سيدالشهداء بخوريد. نمازهاي يوميه را در اول وقت به جا آوريد و قبل از نماز حتما اذان و اقامه بگوييد و در وقت گفتن اذان و اقامه، دست را روي شکم بگذاريد. هر روز بر دو عدد خرما سوره قدر بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد.
ـ ماه دوم؛ ماه چهره:
در آغاز ماه دوم، اعضاي بدن به صورت جوانه‌هايي ظاهر مي‌شوند، چهره نيز به تدريج مشخص مي‌شود و در آن حفره‌هايي براي چشم‌ها، گوش‌ها، بيني و دهان بوجود مي‌آيد. در اين ماه اگر مادر دچار ضربه شده يا از داروهاي شيميايي زيادي استفاده کند، احتمال آسيب‌ديدگي در دستگاه عصبي جنين بسيار است و همچنين ابتلاي مادر به سرخجه ممکن است سبب عقب‌ماندگي ذهني جنين شود.
در اين ماه قلب شروع به تپش مي‌کند و مغز تکامل خود را آغاز مي‌نمايد. در اين ماه رژيم غذايي بسيار مهم بوده و بايد کاملا غني و شامل مواد پروتئيني، کلسيم و آهن باشد.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره ملک را تلاوت کنيد. روز پنجشنبه 140 مرتبه و روز جمعه 100 مرتبه صلوات را با «و عجل فرجهم» بگوييد. دست را روي شکم بگذارد و صلوات کبيره بخوانيد: «اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم و العن اعدائهم من الجن و الانس من الاولين و الآخرين». هر هفته گوشت با قدري شير و سيب شيرين بخوريد. هر روز بر دو عدد عناب سوره توحيد بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد.
ـ ماه سوم؛ ماه تارهاي صوتي:
در اين ماه تارهاي صوتي بوجود مي‌آيند ولي جنين قادر به اداي صوت نيست.
در اين ماه جنين به طول 10 سانتي‌متر بوده و دستگاه‌هاي اصلي بدن او شکل گرفته‌اند. دستگاه تناسلي نيز شروع به تکامل کرده و عمل دفع ادرار، گردش خون و فعاليت کبد آغاز مي‌گردد. او اکنون مي‌تواند مشت‌ها و دهان خود را باز کند. پلک‌ها، بيني و موها نيز شکل گرفته‌اند.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره آل عمران را قرائت کنيد. 140 مرتبه صلوات با «و عجل فرجهم» بخوانيد. قبل از نماز دست را روي شکم گذارده و صلوات کبيره را بخوانيد. هر هفته مقداري گندم، گوشت و شير ميل کرده و صبح‌ها کمي عسل تناول نماييد. هر روز بر يک عدد سيب آيه‌الکرسي بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد. همچنين مقداري کُندر به اندازه يک عدس ناشتا بخوريد (خوردن کندر براي افرادي که در مناطق خشک و کويري زندگي مي‌کنند سفارش نمي‌شود).
سه‌ماهه دوم بارداري
در سه‌ماهه دوم متوجه مي‌شويد که از نوک سينه، ترشحاتي به نام آغوز و يا شير اوليه ترشح مي‌شود. آغوز اولين غذايي است که نوزاد با آن تغذيه مي‌شود. در اين فصل از بارداري خط کمر (گودي کمر) کاملا محو شده و بارداري شما به خوبي نمايان است. به علت شل شدن عضلات داخلي روده‌ها، مشکلات گوارشي مختلفي روي خواهد داد. ضمنا مادر در ابتداي اين سه‌ماهه قادر خواهد بود صداي ضربان قلب فرزندش را بشنود. اين قسمت از بارداري راحت‌ترين و لذت‌بخش‌ترين دوره در طول حاملگي مي‌باشد و مادران در آن احساس سلامتي و رضايت مي‌کنند.
ـ ماه چهارم؛ ماه رويش مو:
در اين ماه، جنين مقداري از زشتي خود را از دست مي‌دهد. پوست بدن شفاف و قرمز رنگ است. کرک نازکي سراپاي بدن جنين را پوشانده و غددچربي و عرق در زير پوست فعاليت خود را آغاز مي‌کنند. در اين ماه نخستين تارهاي مو، روي سر جنين نمايان شده و حرکات تنفسي آشکار مي‌شوند. اسکلت سخت شده و حالت استخواني‌تر پيدا مي‌کند و آلت تناسلي جنين به آساني قابل تشخيص است. جنين اينک حدود 15 سانتي‌متر طول دارد.
پس‌از چهارماه دوره تکامل جسمي، در انتهاي اين ماه روح در کودک دميده مي‌شود. اميرالمؤمنين علي (ع) اين مرحله را بسيار جالب بيان نموده و مي‌فرمايند: «چون نطفه به چهارماهگي رسيد، فرشته‌اي براي او مبعوث مي‌شود و در ظلمت‌هاي سه‌گانه در کودک نفخ روح مي‌کند و اين است کلام خداي متعال: ثم انشاناه خلقا آخر؛ پس ‌از آن خلقتي ديگرش شروع کرديم (يعني روح در کودک دميده مي‌شود)».
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره دهر را بخوانيد. در تمام نمازها در يک رکعت سوره قدر را تلاوت کند. بعد از نماز دست را روي شکم گذارده، سوره قدر، کوثر و صلوات کبيره را بخوانيد و بعد از آن بگوييد: «ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما». هفت مرتبه «استغفر الله ربي و اتوب اليه» بگوييد. هر روز بعد از نمازها 140 مرتبه صلوات بفرستيد. سيب شيرين، عسل و انار ميل کنيد. از اول ماه چهارم، نماز شب بخوانيد (در صورت امکان نيمه شب و اگر موفق نشديد، قضاي آن را ترک نکنيد). هر روز بر دو عدد انجير سوره تين بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد. ضمنا نام کودک، قبل از چهار ماه و ده روز انتخاب شود.
ـ ماه پنجم؛ ماه حرکت:
در ابتداي اين ماه، جنين درون رحم حرکت مي‌کند. علاوه بر حرکت ظاهري، انگشتان را نيز حرکت مي‌دهد. همچنان که جنين رشد مي‌کند و در طول ماه‌هاي بعدي نيروي بيشتري مي‌گيرد، حرکت آن نيز بسيار محسوس‌تر مي‌گردد. در اين ماه صداهاي بلند را شنيده و واکنش نشان مي‌دهد. طول جنين ممکن است 25 سانتي‌متر باشد و موهاي ريزي به نام کرک بدن او را پوشانده‌اند.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره فتح تلاوت کنيد. در يک نماز سوره نصر بخوانيد و بعد از نماز دست را روي تربت کشيده، بر شکم بماليد. هر روز صبح مقداري خرما تناول نماييد. از ابتداي ماه پنجم در وقت نماز، دست بر روي شکم نهاده، اذان و اقامه بگوييد. هر روز بر روي يک عدد تخم‌مرغ سوره حمد بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد.
ـ ماه ششم؛ ماه عضلات:
در اين ماه، فرصتي براي نيرومند شدن جنين فراهم مي‌شود. چهره، وضع متناسبي يافته، ابروها ظاهر مي‌شوند، شکل بيني تکامل يافته، گوش‌ها رشد بيشتري پيدا کرده و گردن حالتي خاص به خود مي‌گيرد. جنين دست‌ها را روي سينه مي‌گذارد و زانوها را روي شکم خم مي‌کند.
جنين اکنون حدود 30 سانتي‌متر طول دارد و بسيار لاغر به نظر مي‌رسد، زيرا چربي زير پوست هنوز شکل نگرفته است. اگر جنين در اين ماه به دنيا بيايد، شانس کمي براي زنده ماندن در خارج از محيط رحم خواهد داشت.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره واقعه را قرائت کنيد. شب‌ها در يک نماز سوره تين بخوانيد. بعد از هر نماز، دست بر تربت کشيده، بر شکم بماليد. پس از صرف صبحانه، انجير و زيتون ميل کرده و سعي کنيد در روز يا شب مقداري مغز استخوان بخوريد و از خوردن دنبه بپرهيزيد. هر روز يک عدد انار را پس از خواندن سوره فتح، ناشتا بخوريد.
سه‌ماهه سوم بارداري
در اين فصل اغلب مادران با تصور زايمان، احساس هيجان و اضطراب خواهند داشت و ترجيح مي‌دهند که کودکشان در همان حال متولد شود. اين احساس فوريت و تسريع زمان زايمان ناشي از تغييرات متابوليکي است که در مغز زن باردار رخ مي‌دهد. قوه احساسي زنان در هر سه‌ماهه تغييرات جالبي دارد؛ سه‌ماهه اول خود را با احساس خستگي آغاز مي‌کند، در سه‌ماهه دوم درخود حس شادي و قدرت مي‌يابد و در سه‌ماهه سوم نيز اين احساس به صورت هيجان و بي‌قراري ديده مي‌شود.
در اين سه‌ماهه اندازه بدن و اشتهاي مادر افزايش يافته و ميزان خستگي نيز بالا مي‌رود، همچنين راه رفتن نيز مشکل‌تر مي‌شود. ممکن است به علت کم خوابي در شب، نياز به استراحت در طول روز بيشتر باشد.
ـ ماه هفتم؛ ماه اعصاب:
در اين ماه، مراکز عصبي مختلفي رشد مي‌کنند. اتصال‌هاي عصبي پيچيده‌تري بوجود مي‌آيند و حرکات جنين، هماهنگي بيشتري به دست مي‌آورند. تنوع حرکات زياد شده و جنين به خوبي مي‌تواند خود را حرکت دهد.
چربي شروع به تجمع در زير پوست جنين مي‌کند. وزن جنين رو به افزايش است و اگر زايمان زودرس پيش آيد، کودک زنده خواهد ماند.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
از ماه هفتم به بعد، پس از نماز صبح، سوره انعام را بر بادام بخوانيد و سپس آن را بخورد و اين کار را تا 40 روز ادامه دهيد. خواندن اذان و اقامه و نماز شب را فراموش نکنيد. روزهاي دوشنبه سوره نحل، روزهاي پنجشنبه و جمعه سوره ياسين و تبارک و در تمام ماه‌هاي هفتم، هشتم و نهم سوره نور را قرائت کنيد و در نماز يوميه سوره قدر و توحيد بخوانيد. روزي 140 مرتبه صلوات بفرستيد. از خوردن خربزه بعد از هر غذا کوتاهي نکنيد، ولي قبل و بعد از آب خوردن نباشيد. هر روز بر يک عدد ميوه به، سوره ياسين بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد. همچنين از ماه هفتم به بعد پنج سوره قرآن که با تسبيح شروح مي‌شود (سوره حديد، حشر، صف، جمعه و تغابن) را تلاوت کنيد.
ـ ماه هشتم؛ ماه زيبايي:
تا اين زمان، اعضاي اصلي جنين تکامل يافته و در اين ماه جنين زيباتر مي‌شود. چربي پوست موجب مي‌شود چين و چروک‌ها از بين برود. کرک‌هاي اوليه کم و بيش زايل مي‌گردند و جنين شکل زيباي يک کودک انسان را به دست مي‌آورد.
اين ماه براي رشد و تکامل جنين بسيار مهم است. وزن جنين ممکن است نزديک به دو برابر وزن ماه قبل شود. با وجود اينکه شش‌هاي جنين هنوز کاملا تکامل نيافته‌اند اما شانس بسيار زيادي وجود دارد تا بتوانند در صورت بروز زايمان زودرس عمل طبيعي خود را انجام دهند.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
علاوه بر موارد ذکر شده در ماه هفتم، به موارد زير عمل شود:
روزهاي شنبه بعد از نماز صبح ده مرتبه سوره قدر؛ روزهاي يکشنبه بعد از نماز صبح دو مرتبه سوره تين؛ روزهاي دوشنبه سوره ياسين؛ سه‌شنبه سوره فرقان؛ چهارشنبه سوره دهر؛ پنجشنبه سوره محمد و جمعه سوره صافات را تلاوت نماييد.
از خوردن ماست شيرين و عسل کوتاهي نکنيد. هر جمعه ناشتا انار شيرين ميل کنيد و در صورتي که ضرر نداشته باشد، هفته‌اي يکبار سرکه بخوريد.
ـ ماه نهم؛ ماه تولد:
در اين ماه، کرک لطيفي که روي بدن جنين را پوشانده بود، ازبين مي‌رود. پوست بدن، رنگ سفيد مايل به سرخي پيدا مي‌کند. غدد چربي در سراسر پوست بوجود مي‌آيند و جنين گاهي سکسکه کرده و زماني انگشتان خود را مي‌مکد.
وزن جنين به طور ميانگين به 3300 گرم رسيده و طول آن 45 تا 50 سانتي‌متر است. جنين در انتهاي ماه نهم کاملا رحم را پر مي‌کند. هر روزي که در اين ماه مي‌گذرد، جنين براي تولد آماده‌تر مي‌گردد و زايمان آن بي‌خطرتر است. به علت رشد جنين و قرار گرفتن در تنگنا به خاطر انقباضات رحم، حرکات غلطيدن کمتر احساس مي‌شود.
توصيه‌هاي عبادي ـ خوراکي:
بهتر است غذاي شما کباب باشد. ادويه نخورد. خرما ميل نمايد. براي سلامتي امام زمان (عج)، گوسفندي را ذبح کرده، از آن بخوريد. در نماز ظهر يا عصر سوره والعصر و ذاريات بخوانيد. روزهاي پنجشنبه سوره حج و در روز جمعه سوره فاطر را تلاوت کنيد. هر روز مقداري راه برويد، به عکس و آينه کمتر نگاه کنيد. هر روز بر مقداري شير و خرما سوره دهر بخوانيد و آن را ناشتا بخوريد.
مراقبت هاي بارداري
پيامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: شکم مادر زمينه‌ساز براي سعادت و يا شقاوت بچه است و به عبارت ديگر پدر و مادر زمينه‌ساز سعادت و شقاوت فرزندشان مي‌باشند.
مادري که در ايام بارداري، با رفتارهاي ناپسند خود روح و جسم جنين را آلوده کرده است، آيا ممکن است بتواند فرزند صالحي متولد نمايد؟ امروزه تحقيقات پزشکي ثابت کرده است که مادران مبتلا به بعضي از بيماري‌هاي مقاربتي بچه‌اي با همان بيماري خاص به دنيا مي‌آورند و درصد زيادي از مادراني که در نحوه صحيح تغذيه دقت نمي‌کنند بچه‌اي فاقد سلامت جسمي متولد مي‌کنند، بلکه با ذکر اين شواهد حتي بيماري‌هايش را نيز با او براي هميشه همراه کرده است.
بنابراين مي‌بينيم مادر منشأ تربيت و سلامت انسان است. مادري، شغل انبياست؛ چرا که پيامبران از جانب پروردگار جهانيان، رسالت تربيت بشر را به عهده دارند و مادران نيز اينچنين‌اند.
البته بايد متذکر شد که هر زني به مجرد باروري، لياقت و شايستگي نام مادر را ندارد. زني که از طريق سرپيچي از فرمان خدا و از طريق حرام باردار شود، موجب شده است که، فرزند او بدون آنکه گناهي مرتکب شده باشد، با نام زنا زاده پا به عرصه گيتي نهد که در اينصورت از بعضي شئونات اجتماعي محروم خواهد بود و همچنين زناني که بدون هدف باردار مي‌شوند و به خاطر محدوديت‌ها و مشکلاتي که دچار شده‌اند خودشان و فرزندانشان را دائما سرزنش مي‌کنند نيز از اين دسته‌اند.
همچنين آمده است زن که باردار شود چون روزه‌دار و نمازگزار و مجاهد به مال و جانش در راه خدا مي‌باشد و چون زايمان کند، اجرش در عظمت به فهم در نيايد، و چون شير دهد به هر مکيدن ثواب بنده آزاد کردن از اولاد اسماعيل به او عطا گردد، و چون شير دادن به اتمام رسد، فرشته‌اي به پهلويش زده و مي‌گويد: از سر بگير زندگي را که پروردگار تعالي و تبارک تو را آمرزيده است.
آري، زن باردار مجاهد راه خداست و جهادش با جان و مال است، چرا که جنين مواد مورد نياز خود را از بدن مادر کسب مي‌کند. حال اگر مادر تغذيه خوبي داشته باشد که آن به کودک مي‌رسد وگرنه بچه از جان مادر و از ذخيره‌هاي جسمي او تغذيه کرده و رشد خود را انجام مي‌دهد.
مادر با تحمل همه دشواري‌هاي زمان حمل و دردهاي طاقت‌فرسا، محبت بي‌شائبه‌اي به کودک خود دارد و بيش از خودش نگران طفل خويش است و صبر عظيمي در پيش مي‌گيرد و پس از تولد نيز روي فرزندش را مي‌بوسد و با کمال آرامش و مراعات در آغوشش مي‌فشارد. گويا تمام آن رنج‌ها، هيچ بوده است. اين است که فرموده‌اند اگر زن مؤمنه‌اي در زمان زايمان از دنيا برود، اجر شهيد را داراست.
همانگونه که کودک از تنفس و غذاي مادر استفاده مي‌کند، حالات رواني و اخلاقي مادر نيز در کودک اثر گذار است. دانشمندان مي‌گويند: بدن مادر و تغييراتي که در آن رخ مي‌دهد در محيط رشد جنين اثر مي‌گذارد و جنين انسان نسبت به بسياري از تغييرات محيط زندگي از مادر خود حساس‌تر است.
تغذيه در دوران بارداري
از آنجاکه تغذيه جنين در اين دوران از مواد ذخيره شده و دريافتي بدن مادر مي‌باشد، لذا بايد طوري برنامه‌ريزي کنيد که حتما نيازهاي وي تأمين شود، زيرا در غير اينصورت، جنين مواد مورد نيازش را از بدن مادر خواهد گرفت، در نتيجه ماهيچه‌ها و استخوان‌ها صدمه خواهند ديد. به همين دليل هر زمان که احساس گرسنگي کرديد، بخوريد. يعني تعداد وعده‌هاي غذاي خود را بيشتر کرده و حجم غذاي هر وعده را کم کنيد، به طوري که روزانه، پنج تا شش وعده غذايي با حجم کم مصرف نماييد. شما نبايد بجاي دو نفر بخوريد. جنين با مقدار غذايي که به طور طبيعي خواهيد خورد، به حد کافي رشد مي‌کند. يک رژيم غذايي متعادل و سالم که داراي انواع مواد مورد نياز بدنتان باشد، سلامت جنين و مادر را در پي دارد و در اين صورت نبايد نگران کم شدن وزن جنين و يا چاقي بيش از حد خود و کودکتان باشيد. در ادامه توصيه‌هاي غذايي لازم در اين دوران و رژيم غذايي مناسب، شرح داده مي‌شود:
ـ هر روز از تمام گروه‌هاي غذايي نان و غلات؛ ميوه و سبزيجات؛ گوشت و حبوبات؛ شير و لبنيات؛ قند و چربي‌ها مصرف کنيد. البته در مورد چربي‌ها مثل انواع روغن‌ها، کره و خامه، و شيريني‌جات مثل قند و شکر و مربا، بايد يادآوري نمود که اگرچه اين مواد منبع تأمين کننده انرژي هستند، ولي نبايد در مصرف آنها زياده‌روي نمود. همچنين براي تأمين پروتئين مورد نياز، بيشتر از منابع حيواني (گوشت، شير، تخم مرغ و ماهي) استفاده کنيد. در مورد رژيم غذايي مناسب به نکات زير توجه کنيد:
* پروتئين شايد مهم‌ترين ماده مغذي براي کودک باشد. پروتئين‌ها نقش اساسي بر مواد سازنده سلول‌ها و بافت‌ها، عضلات، استخوان، بافت‌هاي پيوندي و ساير ارگان‌هاي حياطي مثل قلب، ريه و کليه‌ها دارند. نوع و کيفيت پروتئين در غذاها متفاوت است. معمولا مواد غذايي مثل گوشت، ماهي و مرغ، بهترين منبع پروتئين هستند. بهتر است در طول روز، سه وعده از مواد پروتئيني استفاده شود.
* کربوهيدرات‌ها بزرگترين منبع توليد کننده انرژي روزانه بدن مي‌باشند. از آنجا که نياز شما به انرژي در اين دوران روزانه 500 کالري بيشتر مي‌شود، بايد مطمئن شويد که به مقدار کافي از مواد کربوهيدرات استفاده مي‌کنيد. مواد قندي در اشکال مختلف کربوهيدرات‌هاي ساده وجود دارد و از اين ميان معمول‌ترين نوع قند، ساکاروز، گلوکز، قند ميوه و قندهاي شير مي‌باشد.
* ويتامين‌ها براي حفظ سلامتي ضروري هستند. سبزي‌ها و ميوه‌ها بهترين منبع اغلب ويتامين‌ها مي‌باشند. سبزي‌هاي پر برگ، سبزي‌هاي زرد و قرمز، و ميوه‌ها، حاوي ويتامين‌هاي A، E و B6 هستند. گرچه برخي از انواع ويتامين‌هاي B، از طريق مصرف سبزي‌ها و ميوه‌ها تأمين مي‌شوند، ولي اکثر ويتامين‌هاي B، در فرآورده‌هاي گوشتي، ماهي، فرآورده‌هاي لبني و غلات وجود دارد.
* نياز به آهن در دوران بارداري قابل توجه است. لذا براي تأمين نياز آهن، از ماه چهارم حاملگي براي زن باردار قرص آهن تجويز مي‌شود. حتي در موارد خاص ميزان مصرف آهن روزانه را افزايش مي‌دهند. لوبيا، باقلا، عدس، گوشت، سيب، انگور، خرما، هويج، توت‌فرنگي، اسفناج، گلابي، گندم، برگ چغندر، کلم قمري، انار، بادام، موز، ميوه بلوط و پسته از منابع آهن به شمار مي‌روند.
براي تنظيم آهن بدنتان مي‌توانيد به راه قبله بخوابيد (يعني در جريان مغناطيس زمين).
* کلسيم در شکل‌گيري استخوان‌هاي کودک بسيار مهم است. بنابراين کاملا منطقي است که قبل از بارداري و طي اين دوران و حتي پس از آن نيز دريافت کلسيم ادامه يابد. شير، ماست، پنير، جوانه گندم، سبزي‌هاي خشک، انجير، بادام، گوشت‌هاي مختلف، فندق، زرده تخم‌مرغ، کاکائو، سيرابي و شيردان، دل، قلوه، سبزي‌هاي تازه، کلم، کاهو، ترب، نارنج، ليمو، پرتقال و گوجه‌فرنگي از مواد داراي کلسيم مي‌باشند.
ـ در گروه‌هاي غذايي، تنوع را رعايت کنيد، به طور مثال هر روز از يک نوع ميوه استفاده نکنيد، بلکه از ميوه‌هاي متفاوت استفاده نماييد.
ـ به ميزان زيادي از انواع مايعات بنوشيد زيرا در طي بارداري، حجم خون و مايعات بدن تقريبا دو برابر مي‌شود. نوشيدن مقدار زيادي آب، شير و آبميوه‌هاي طبيعي باعث مي‌شود مايعات لازم براي شما و جنين فراهم شده و جريان مايعات بدن نيز، راحت‌تر صورت گيرد. درضمن نوشيدن آب فراوان به هضم غذا کمک کرده و از بروز يبوست، که از مشکلات شايع اين دوران مي‌باشد، جلوگيري مي‌نمايد.
ـ به ارزش غذايي مواد بيشتر اهميت بدهيد. هنگام تهيه غذا بيشتر دقت کنيد و از مواد اوليه‌اي سود جوييد که مي‌دانيد ارزش غذايي بيشتري داشته و مفيدتر هستند.
ـ به روش پخت غذا دقت کنيد. بخار دادن و کباب کردن، نسبت به سرخ کردن و خشک کردن، برتري دارند. سعي کنيد غذا را به آهستگي و با حرارت کم بپزيد تا مواد مغذي محتوي آن حفظ شود.
ـ از تازگي مواد غذايي خريداري شده، اطمينان حاصل کنيد و ميوه و سبزيجات را قبل از استفاده به خوبي بشوييد، چرا که غذاهاي پر الياف (فيبر) بايد بخش عمده‌اي از رژيم غذايي شما باشد. زيرا يبوست شايع در اين دوران را، پيشگيري و درمان مي‌کند.
ـ از آن جهت که جذب اسيد فوليک مورد نياز بدن از طريق غذاها به سادگي امکان‌پذير نيست، تنها راه مطمئن دريافت مقدار کافي اسيد فوليک، خوردن داروي آن به تجويز پزشک در اين دوران مي‌باشد.
ـ استفاده از شنبليله خام، خصوصا از ماه پنجم به بعد، براي سلامت موي بدن نوزاد مؤثر است.
ـ آب انگور، سيب، به و انار شيرين، سلامت جسمي، روحي و عقلي کودک را به همراه مي‌آورد.
ـ توصيه مي‌شود مادران باردار روزانه يک ليوان شير همراه با ده عدد خرما ميل فرمايند، چون ويتامين‌هاي فراواني در ايندو جمع است. البته شير و عسل نيز مطلوب است.
ـ خوردن خرما در استحکام بدن کودک بسيار مؤثر است. البته خوردن ميوه‌هاي آبدار مانند هندوانه، جهت تعديل گرماي آن توصيه مي‌شود.
ـ خوردن گلابي توسط خانم‌هاي باردار موجب نيکويي اخلاق، زيبايي، قوت قلب، پاکي معده، تزکيه و دليري فرزند مي‌شود. درضمن گلابي داراي انواع ويتامين‌هاي B، C، منيزيم و فسفر نيز مي‌باشد.
ـ خوردن قاووت توسط والدين موجب قوت در فرزند و دور شدن کودني، سبک مغزي و ناداني از وي مي‌شود.
ـ خوردن خربزه توسط زن باردار سبب مي‌شود که فرزند خوشرو و خوش خلق شود.
ـ خوردن کندر توسط خانم باردار باعث زيادي عقل بچه، باهوش، پاکدل، دانا و شجاع شدن پسر و خوشخو و نيکو شدن دختر مي‌شود.
ـ خوردن انار شيرين سبب نيکويي فرزند و رفع حالت تهوع شده و براي کم‌خوني، يرقان، درد مفاصل، فشارخون و بواسير نيز بسيار خوب است. البته روزهاي جمعه قبل از صبحانه مطلوب‌تر است.
غذاهاي ممنوع
شيريني‌هاي تازه و خامه‌دار، ماست ترش و گوجه‌فرنگي، مواد تند و تلخ مزه، نخود، کنجد و لوبيا (اين سه مورد سبب خونريزي مي‌شود)، غذاهاي پر ادويه و خيلي چرب، نوشابه‌هاي گازدار، انواع کنسرو، غذاهاي مانده و غذاهايي که باعث نفخ مي‌شوند، غذاهاي حاوي مواد شيميايي مانند سوسيس، غذاهاي دودي مانند ماهي و سوسيس دودي، چاي، قهوه، شکلات (کافئين موجود در اين سه مورد با آهن تداخل داشته و مانع جذب آهن مي‌شود)، غذاهايي که براي بار دوم گرم شده يا براي بار دوم منجمد شده است.
نکات مهم:
ـ افزايش وزن در دوره بارداري امري طبيعي و براي سلامت مادر و کودک لازم است. افزايش وزن در اين دوران بسيار متغير بوده و به عواملي بستگي دارد. اين افزايش در يک خانم سالم، در بارداري اول که محدوديت غذايي ندارد حدود 5/13 کيلوگرم است. البته افزايش وزن در دوران حاملگي به ميزان 10 تا 12 کيلوگرم طبيعي است. بايد بدانيد که ميزان طبيعي چربي اضافه مربوط به دوران بارداري در طي دوران شيردهي کودک، به خوبي از بين مي‌رود.
ـ در دوران حاملگي رژيم نگيريد. رژيم گرفتن در اين دوران به شدت براي شما و جنين‌تان خطرناک است. بسياري از رژيم‌هاي کاهش وزن، همراه با کاهش دريافت آهن، اسيد فوليک و بسياري از ويتامين‌ها و مواد معدني مورد نياز مي‌باشد.
ـ اغلب زنان باردار حداقل به هشت ساعت خواب شبانه و همچنين استراحت بعد از ظهر احتياج دارند ولي عده‌اي ممکن است به استراحت بيشتري نياز داشته باشند.
ـ در دوران بارداري، انجام فعاليت‌هاي روزانه، مضر نيست، اما سعي کنيد از انجام کارهاي سنگين و جابجا کردن وسايل پرهيز نماييد و در فواصل کار روزانه مدتي استراحت لازم است.
ـ در دوران بارداري سعي کنيد از لباس و کفش نرم و راحت استفاده کنيد. از ماه چهارم به بعد از پوشيدن لباس‌هاي تنگ و بستن کمربند چرمي به دور شکم خودداري کنيد.
ـ براي پيشگيري از کمردرد، هيچگاه کمر خود را خم نکنيد و براي انجام کارهاي روزانه سعي کنيد بنشينيد يا زانو بزنيد تا بتوانيد خود را به اشياء نزديک کنيد.
ـ در اين دوران ميل جنسي خانم‌هاي باردار به دليل تغييرات هورموني عموما افزايش پيدا مي‌کند. البته اين مسأله ممکن است در تعدادي از افراد به صورت کاهش ميل جنسي، مشاهده شود. برقراري روابط جنسي در اين دوران بلامانع است، مگر درمواردي که خطر سقط، زايمان زودرس و يا پارگي کيسه آب وجود داشته باشد.
ـ در طول بارداري به بهداشت لباس و بدن خود، بيشتر توجه نماييد.
ـ در اين دوران به دليل کاهش ترشح بزاق، دندان‌هاي شما آسيب‌پذيرتر است؛ از آنها به دقت مراقبت کنيد. ضمنا پر کردن و کشيدن دندان‌ها با بي‌حسي موضعي، مانعي ندارد.
ـ در هنگام بارداري خوب است که آمادگي لازم جهت شيردهي را در خود ايجاد نماييد. به اين صورت که با حرکات پيچشي انگشتان، به آرامي نوک سينه را ماساژ دهيد. اگر نوک سينه، صاف يا متمايل به داخل است، مي‌توانيد در طول بارداري، روزانه چندين بار نوک سينه را با حرکات دست، برآمده کنيد. اين تمرين موجب مي‌شود نوک سينه به حد کافي بيرون آمده و کودک بتواند آن را به دهان گرفته و تغذيه نمايد.
ـ مسافرت‌هاي طولاني در دوران بارداري توصيه نمي‌شود اما در صورت مسافرت طولاني با اتومبيل، خانم باردار بايد هر دو ساعت يکبار از اتومبيل خارج شده و به مدت 10 دقيقه استراحت نمايد، تا جريان خون بدن برقرار شود. همچنين لازم به بذکر است سفر هوايي بعد از ماه هفتم بارداري براي جنين شما مضر خواهد بود.
ـ آرامش روحي و معنوي مادر در طي دوران حاملگي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، زيرا جنين تحت تأثير محيط اطرافش مي‌باشد و بي‌شک نزديک‌ترين محيط به او، مادر است.
ـ صحبت کردن با جنين و صدا زدن او به نام‌هاي نيکو مانند محمد، علي و فاطمه در ايجاد پيوستگي بين والدين و جنين قبل از تولد او بسيار مؤثر است، چرا که پس از تولد کودک صداهاي آشنا را به ياد مي‌آورد.
ـ براي تسلط بر رفتار و اعمالتان در دوران بارداري، هميشه فکر کنيد که کودک کوچکي همراه شماست و از همه رفتارها و شنيده‌هاي شما درس مي‌گيرد.
عوامل زيان‌آور
ـ بهتر است در طول بارداري از تمام داروها اجتناب کنيد، مگر اينکه توسط پزشک تجويز شده و براي سلامت و زندگي مادر ضروري باشد. همواره از دارويي که نسبت به خطرات آن در اين دوران آگاهي کاملي نداريد، استفاده نکنيد. اغلب فايده استفاده از دارو به اندازه خطري است که براي جنين وجود دارد.
ـ يک خانم باردار بايد از مکان‌هايي که آلوده به حشره‌کش، سموم، دود ماشين و… است، تا حد امکان دوري نمايد.
ـ به دليل احتمال ايجاد اختلال در رشد و نمو جنين، دريافت هر نوع اشعه در دوران حاملگي ممنوع است.
ـ تماس با عوامل بيماري‌زا، افراد مبتلا به بيماري‌هاي عفوني، حضور در اماکن عمومي و شلوغ، و تماس با حيوانات ممنوع است.
توصيه‌هاي عبادي
ـ مادر دائما با وضو و حتي‌المقدور رو به قبله باشد و از گفتار بي‌مورد پرهيز نمايد. استغفار و توجه قلبي و دائمي به خداوند متعال در طهارت قلب و روح فرزند مؤثر است.
ـ نماز اول وقت، نوافل و نماز شب، صدقه و شرکت در مجالس اهل بيت در شکل‌گيري جنين اثرات مثبتي دارد.
ـ خواندن و گذاشتن صداي قرآن در منزل مي‌تواند به حافظ قرآن شدن کودک، کمک کند.
ـ پرهيز از گناهان، انجام مستحبات و تسبيحات حضرت زهرا (س) نيز توصيه مي‌شود.
ـ روزانه 140 صلوات و 70 استغفار مفيد است.
ـ خواندن 40 روز زيارت عاشورا، دعاي توسل، زيارت جامعه و زيارت آل ياسين توصيه شده است.
ـ خواندن 40 روز سوره ياسين، دميدن به انار و خوردن آن، همچنين خواندن 40 بار سوره يوسف، دميدن به سيب و خوردن آن توصيه شده است.
ـ يک ختم قرآن، بخصوص براي سلامتي امام زمان (عج).
ـ هنگام حرکات جنين، دست روي شکم بگذارد و پس از صلوات سوره توحيد را تلاوت نمايد.
ـ براي صبور شدن کودک، دست را روي شکم گذارده و سوره والعصر بخواند.
ـ مداومت بر سوره انبياء، براي صالح شدن فرزند بسيار مؤثر است.
تخمين زمان زايمان
طول متوسط حاملگي طبيعي معمولا 280 روز يا 40 هفته است. چون اغلب خانم‌ها زمان بارداري خود را نمي‌دانند، اين زمان از اولين روز آخرين قاعدگي محاسبه مي‌شود. مثلا اگر آخرين قاعدگي شخصي روز اول بهمن‌ماه شروع شده باشد، احتمالا حاملگي در تاريخ 15 بهمن رخ داده است و زمان زايمان هشت آبان‌ماه خواهد بود.
به خاطر داشته باشيد که به هرحال تاريخي که تعيين مي‌شود تنها يک گمان است. نوزادان گاهي تمايل دارند مدت بيشتري در محيط گرم مايع آمنيوتيک باقي بمانند و يا برعکس، از اين محيط يکنواخت خسته شده و گاهي ترجيح مي‌دهند زودتر از اين فضا خارج شوند. تغيير تاريخ زايمان بسيار شايع بوده و شروع درد زايمان در دو هفته قبل يا پس از تاريخ تعيين شده امري کاملا عادي است.
----------------------------------------------------------------------------


موضوعات مرتبط: تربیت فرزندوخانواده

تاريخ : سه شنبه 1390/10/06 | 19:30 | نویسنده : حاج اقا |
فويد پزشكي راز ونياز .

نقل از سایت پزشکی امروز.



    
مطالبی که در رابطه با فواید علمی نماز گفته می شود، فقط بعد کوچکی از ابعاد متعدد نماز است. پرداختن به فواید دنیوی نماز، نباید ما را از توجه به دریاهای نور و معنویت نماز غافل کند.

     این مطالب فقط تاییدات علمی هستند و نباید حکایت ما مثل گروهی شود که نماز را نوعی ورزش سوئیسی تعبیر کردند و دلشان خوش بود که فلسفه نماز را می دانند.

     حقیقت نماز در باطن و روح او نهفته است. ولی این باطن باید در یک ظاهر و قالبی که تعیین شده تحقق پیدا کند . وقتی ظاهر نماز با روح و باطن آن آمیخته شود تاثیر خود را می گذارد.

 

 تاثیر نماز بر بهداشت خواب:

     خواب از دو مرحله خواب عمیق و خواب

REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند.

پس از آنکه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت کوتاهی ( حدود 10 تا 15 دقیقه ) ادامه می یابد.

     در طول مرحله REM، به طرز اسرار آمیزی تمام عظلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت می شود. و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب، حالت بیداری کامل را نشان می دهد، طوری که در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

     در طی مرحله ی REM، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حرکات سریع در چشم های فرد دیده می شود که علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد. ( مرحله حرکت سریع چشم Rapid Eye Movement ) اگر شخص را در این حالت بیدار کنیم، ادعا می کند که در حال دیدن خواب بوده.

     مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و منظم تکرار می شود. با این وجود کل دوران REM در طول یک خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد. امروزه دانش پزشکی به اثبات رسانده که یکی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری که شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند. یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد.

     زمان نماز صبح که در قرآن تاکیید زیادی به آن شده است، به گونه ای قرار گرفته است که سبب کاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود. چون دقیقا در زمانی قرار گرفته است که خواب REM بیشتر اتفاق می افتد.
 
تاثیر نماز بر بیماری آسم:

در ایجاد بیماری آسم سه عامل نقش بسزایی دارند:

1-میکروبهایی که وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند.

2-عوامل حساسیت زا، از جمله گرد و غبار، گرده گلها و ... .

3-مسائل روانی از جمله اضطراب، عصبانیت، غم و شادی ... .

     ز دیدگاه دیگر تاثیر تلقین در آسم است که باعث تسکین حمله های آسم می شود. برای نمونه پزشک مبتلا به آسمی، شب هنگام دچار حمله می شود. کلید برق را پیدا نمی کند و با وسیله ای پنجره را می شکند و چند نفس عمیق می کشد. حال پزشک بهبود می یابد و به رخت خواب باز می گردد. ولی وقتی صبح از جواب بیدار می شود مشاهده می کند که به جای شیشه پنجره، آینه را شکسته است.

     می توان نتیجه گرفت که چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسکین بیماری آنها برداشته می شود. تاثیر تنش زدایی نماز به خاطر احساس روانی عمیقی است که در اثر آن حاصل می شود و بدین ترتیب ثبب کاهش حمله های آسم می گردد. همچنین میکروبها که خود یکی از عوامل بر انگیزنده آسم می باشند، به وسیله شستشوی مجرای تنفسی در ضو تا حدی قابل کنترل است.

     شستن دهان و بینی با آب درهنگام وضو، ثوا ب زیادی دارد. چون باعث می شود هوای بهتر و بیشترو تمیزتری به مغز، خون و بافتهای بدن برسد که باعث تقویت بینایی، بویایی، شنوایی و تقویت حافظه می گردد.


تمرکزوسلامتی یافتن:

مستحب است قبل از وضو هفت مرتبه ذکر لا اله الا الله گفته شود. تکرار سبب تمرکز می شود. در یوگا هم با تکرار حرکات باعث افزایش تمرکز می شویم.

همچنین گفته شده که اگر هنگام ریختن آب صلوات بفرستید، بلا از آن عضو بدن رفع می شود. دلیل آن تلقین است. چون وقتی این جمله را می خوانیم تمام فکرمان سلامتی اعضای بدنمان می باشد، و همین امر باعث سلامتی و نشاط عضوهای بدنمان می شود.

 
وضو و معالجه بیماری ها:
وضو سبب رفع بسیاری از بیماریها می شود. دلیلش اثر آب سردبر روی نقاط حساس بدن در قسمتهایی است که وضو می گیریم. جالب این است که در دین اسلام نقاط طب سوزنی مخصوصا در وضو رعایت شده است.

برای مثال، آقایان باید آب را از پشت آرنج بریزند. ولی خانمها باید آب را از قسمت تای دست بریزند. چونکه نقاط طب سوزنی در آقایان و خانها در بعضی از نقاط فرق می کند.

این را هم بدانید که با تحریک نقاط طب سوزنی بوسیله آب سرد وضو، خط سیر چهارده نصف النهار را تحریک می کنیم و باعث سرحالی، شادابی، تسکین دردها، نیروی جسمانی وروحی و معالجه بسیاری از بیماریها می گردد.

و همچنین تمامی اعضاء داخلی بدن را تقویت می کند.از جمله: ریه ها، روده بزرگ، معده، قلب، کلیه ها، کبد و...

 
ایجاد نیرو و نشاط با وضو:

در احادیث آمده که بعد از وضو، بدن را با چیزی خشک نکنیم وبگذاریم خودش خشک شود. دلیل آن اینست که بدن در برابر سرمائی که حس می کند، خود به خود درجه حرارت آن بالا می رود تا بدن را خشک کند، که همین تحریکات حرارتی باعث باز شدن منافذ زیرپوست می شودو اکسیژن بیشتری به بافتهای پوست و مقداری هم عظلات زیر پوست می رسد و باعث
نیرو و نشاط می گردد.
 

رابطه نماز با میدان مغناطیسی و بارهای الکتریکی:

هارولد بور از دانشگاه بیل برای اولین بار با انجام یک آزمایش ساده به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد و بعد متوجه شد که این میدان در بدن انسان نیز وجود دارد.

 
تشکیل میدان مغناطیسی بدن:

     همانطور که می دانید، در بدن ما میلیونها عصب وجود دارد که کار انتقال پیام در بدن ما بوسیله تحریک الکتریکی این عصبها صورت می گیرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها، در بدن ما یک میدان تشکیل می شود و میدان بدن ما در اثر فعالیت همزمان میلیونها عصب به وجود می آید.
 

امواج مغزی:

     دستگاه موج نگارمغز چهار نوع منحنی ازامواج مغزی را ارائه می دهد که عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا.

     ریتمهای دلتا کندترین امواج مغزی با تناوب 1 تا 3 دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. ریتمهای تتا که دارای تناوب 4 تا 7 دور در ثانیه می باشند و به خلق و خوی بستگی دارند. ریتمهای آلفا که دارای تناوب 8 تا 12دور در ثانیه می باشد و در اوقات تفکر، تامل آزاد  رخ داده و در صورت تمرکز حواس قطع می شوند. و بالاخره ریتمهای بتا با تناوب 13 تا 22 دور در ثانیه، ظاهرا منحصر به نواحی جلویی مغز، یعنی جایی که فعالیتهای پیچیده مغز رخ می دهد می باشند.

 
میدان مغناطیسی بدن و امواج مغزی در معرض خطر:

     حتما تا به حال درباره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیکی نیروگاه های برق چیزهایی شنیده اید.  بنابر تحقیقات پرفسورلای، امواج مغناطیسی خارجی که از نیروگاه های برق یا وسایل برقی مثل سشوارو ... ساتع می شود، به DNA سلولهای مغزی آسیب می رساند و قابلیت ترمیم را در آنها از بین می برد. میدانهای مغناطیسی خارجی علاوه بر آسیب به DNA مغز اثر منفی دیگری به بدن دارند. این میدانها باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند.     همانطور که می دانید نزدیک به 70% از بدن ما را آب فرا گرفته است و مولکولهای آب به صورت دو قطبی هستند و زمانی که ما در معرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیریم، این مولکولها در جهت آن میدان قرار می گیرند و این پدیده باعث می شود، نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.

     علاوه بر عوامل خارجی یکسری عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث می شوند اختلال در میدان بدن ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الکتریکی هستند که هنگام شارش بار در عصب، در اطراف آن به وجود می آیند و به صورت الکتریسته ساکن در بافتهای بدن ذخیره می شوند و میدانی که در اطراف این بارها به وجود می آیند در میدان بدن ایجاد خلل می کنند. این بارها به خصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است ذخیره می شوند و به دلیل این که هم تراکم زیادی دارند و هم در نزدیکی عصبهای بیشتر و مهمتری قرار دارند، برای بدن به شدت مضر هستند. از جمله این نقاط ناحیه سر، دستها و قسمت مچ پا به پایین است.

      در بین این سه قسمت، سر اهمیت ویژه ای دارد. چون بارهای ذخیره شده در آن علاوه بر ایجاد خلل در میدان مغناطیسی بدن، باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز می شوند.

      به ظاهر ما روزانه تنها دقایقی را در معرض میدان مغناطیسی هستیم. مثل موبایل، سشوار و... اما در طول دوران زندگی خود در معرض میدان مغناطیسی  بسیار قوی هستیم وآن میدان مغناطیسی زمین است.

 نماز و میدان مغناطیسی:

     آنگونه که از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست، به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه ای از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود.

 نماز وبارهای الکتریکی:

    همان طور که قبلا اشاره شد، بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می آیند هم شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند. این اثرات در نواحی که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند، خطرات جدیتری ایجاد می کنند. و باید هر چه سریعتر از آن نواحی دور شوند.

      به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی، دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می شوند( سر، دست، مچ پا به پایین) و بنابر تحقیقات صورت گرفته، بهترین راه دفع این بارهای زائد، استفاده از یک ماده رساناست. سریعترین و ارزانترین و بی ضررترین ماده برای این کار، آب است. جالب این جاست که آب هر چه خالص تر باشد، سریعتر بارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسانها سفارش شده این اثر را ندارد.
 

نماز و امواج مغزی:

     با دفع بارهای زائد بدن در وضو، امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار می گیرند. علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید، تشعشع امواج آنها را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.

 

حالات نماز:

1-      ایستادن در نماز:

     ایستادن در نماز، باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند. این عمل باعث می شود تا فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.


     نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقسم نگاه می دارد.


     وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی چون نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.


2
- رکوع در نماز:


     تقویت ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبویت مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از خواص رکوع در نماز است.


     کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در تعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.


     مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت، گردن، ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماریها از بدن، کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز از دیگر خواص رکوع در نماز است.


 

3- سجده در نماز:

     سجده، ستون مهره های بدن را تقویت کرده و درد های سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.


     سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده، که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طزاوت پوست می شود.


     حالات سجده به واسطه باز کردن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.


     اگر فاصله مهر از نمازگزار به اندازه حدودا یک وجب جلوتر از حالت معمولی باشد، کشش بیشتری در کمر حس می شود که باعث مداوای کسانی که دیسک و یا ناراحتی کمر دارند می شود. و اگر کسی که سالم است این کار را انجام دهد، هیچ گاه دچار دیسک و ناراحتی کمر نمی شود.


     سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. سجده قدرت درک و فهم را زیاد می کند. دلیلش این است که در سجده به پیشانی ما فشار می آید و باعث می شود که کاملا روی پیشانی متمرکز شویم ( اگر در این حالت به نوک بینی مان نگاه کنیم، خود به خود به پیشانی فشار می آید ) و این امر اگر با دقت و تمرکز زیاد صورت گیرد، بعد از مدت طولانی سبب بیداری چشم بصیرت شخص می گردد.



     در علوم ماوراءالطبیعه به این چشم، چشم سوم گویند که بین دو ابرو و چشم واقع شده است. در علوم یوگا نیز به چاکرای "آجنا" معروف است.هدف یک یوگی مشتعل کردن انرژی روحانی در چاکراها بلاخص چاکرای آجناست. که بتواند بدون دو چشم طبیعی ببیند.

   امروز حتی پزشکان روانشناس نیز مبلغان متجدد دین شده‌اند و گرویدن به دین را توصیه می‌نمایند.
            یکی از فواید ظاهری نماز و سجده‌های مستحبی و طولانی در نماز شب پیشگیری از بروز بیماری آرتروز است، زیرا حرکات فیزیکی ویژه‌یی را انجام می‌دهد، در نماز نافله‌ی شب چون فرد در دل شب از خواب بیدار می‌شود و سد استراحت طولانی را در بستر نرم و راحت می‌شکند و حرکات فیزیکی نماز را انجام می‌دهد، جلوی ابتلاء به آرتروز گردن و کمر را می‌گیرد.
            در سجده‌های مستحبی طولانی به دلیل اینکه دستها از آرنج تا کف دست روی زمین قرار می‌گیرد و شکم به سمت پایین کشیده می‌شود و پیشانی و گونه‌ها در چند جهت روی مهر یا زمین قرار می‌گیرد، شرایطی ایجاد می‌شود تا از بروز آرتروز مهره‌های گردن و کمر جلوگیری گردد.
            از طرفی وقتی پیشانی به مدت طولانی روی مهر یا روی زمین قرار گیرد بدن حالتی  پیدا می‌کند که بارو رسپتورهای (Baroreceptor) جدار آئورت و جدار عروق کاروتید گردن در اثر برخورد ستون خون تحریک شده و ازطریق ایجاد سیگنال‌های عصبی مانع افزایش فشارخون در فرد نمازگزار می‌شود، از سوی دیگر در سجده‌های مستحبی طولانی، اگر در قوس شریان آئورت کلسیم به تازگی رسوب کرده باشد، آن را از جا می‌کند ومانع آهکی شدن یا کلسیفیه‌شدن (Calcifie) جدار قوس آئورت می‌شود.

             از نظر مذهبی در تمام کتاب‌های دعا و نیایش اشاره شده که هنگام دعا کف دست‌ها باید به طرف آسمان باشد و علت علمی آن را ذکر نکرده‌اند، استادان مانیوتیزم علاوه بر اعتقاد شخصی، خودشان اینطور آموزشی می‌دهند که همیشه سیاله‌ی عصبی از نوک انگشتان و کف دستها خارج می‌شود وآموزش می‌دهند که هنگام هر نوع معالجه یا رفع هر گونه دردی باید کف دست را بر موضع دردناک گذاشت.

            وقتی کف دستها به طرف  آسمان قرار می‌گیرد مقداری از مانتیزورهای موجود در هوا و فضا از کف دست‌ها جذب بدن می‌شود و به عکس چنانچه کف دست به طرف زمین باشد معتقد هستند که مقداری از مغناطیس شخص از بدن خارج شده و جذب زمین می‌شود.

اصرارعلمی وضوتاثير نماز بر بهداشت خواب


هر انسان طبيعي در حدود 3/1 عمر خود را در خواب به سر مي برد و تاثير خواب بر روان و جسم انسان از دانسته هاي مسلم علم پزشكي است . بطوريكه امروزه تغييرات خواب انسان از پيش آگهي هاي مهم و قابل توجه در زمينه ابتلا به بيماريها ، به حساب مي آيد .

به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگي ، ميزان خواب به نحو چشمگيري ، افزايش و يا به ندرت ، كاهش پيدا مي كند . تغييرات خواب انسان در بيماريهاي جسمي نيز بسيار چشمگير است ، بخصوص اگر تاثير ناراحتي هاي روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشيم و به ياد آوريم كه بيش از 60 درصد مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند.

     به اين ترتيب ايجاد بهداشت خواب ، در واقع يك ركن مهم بهداشت رواني و جسمي به حساب مي آيد و هر عاملي كه در تنظيم بهداشت خواب موثر باشد ، پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است .

     امروزه ، نخستين اصلي كه در ايجاد بهداشت خواب ، توسط جديدترين منابع علمي دنيا توصيه مي شود “ بيدار شدن هر صبح سر يك موقع مشخص از خواب است ” (1)

     يك نگاه كلي به جدول اوقات شرعي ، نشان مي دهد ، كه وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن تغييرات ناشي از حركات وضعي و انتقالي زمين ، زمان ثابتي است و اقامه كننده نماز صبح ، با برخاستن پس از اذان  در واقع اساسي ترين گام را در جهت رعايت بهداشت خواب و در نتيجه آن ، سلامت بدني و تعادل رواني برداشته است و              تاثير نماز بر بيماري افسردگي


     حضرت علي (ع) : 
“ خداوند هر گاه خيري بر بنده اش بخواهد به او كم خوابي و كم خوري و كم حرفي را تلقين مي كند .”

     در مقاله  گذشته از تاثير نماز بر بهداشت خواب به نكته اي اشاره كرديم . حال در ادامه همان موضوع بايد گفت كه دانش پزشكي ظرف چند دهه اخير موفق به اكتشاف مهمي پيرامون خواب شده است و آن كشف بخشي مهم در طول خواب انسان به نام خواب  REM بوده است .(1)  پس از آنكه حدود 45 دقيقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله  REM آغاز مي شود و به مدت كوتاهي حدود 10 تا 15 دقيقه ادامه مي يابد .

     در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آميزي تمام عضلات اسكلتي بدن از كار مي افتد و شخص كاملا بي حركت مي شود و نوار مغزي شخص به جاي حالت خواب ، حالت بيداري كامل را نشان مي دهد . بطوريكه در اين حالت مغز از فعاليت بالايي برخوردار است .

     در طي REM درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غير منتظره بالا مي رود و حركات سريعي در چشمان فرد ديده مي شود كه وجه تسميه اين مرحله نيز مي باشد ( مرحله حركات سريع چشم  RAPID  EYE  MOVEMENT) و چنانچه شخص را در اين حالت بيدار كنيم به احتمال بسيار قوي ابراز مي كند كه در حال خواب ديدن بوده است .

     مرحله REM پس از 10 تا 15 دقيقه متوقف مي شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره اي و بطور منظم تكرار مي شود . با اين وجود كل دوران R  EM در طول يك خواب 8 ساعتي در اشخاص طبيعي 90 دقيقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزديك به صبح به وقوع مي پيوندد.

     امروزه دانش پزشكي به اثبات رسانده است كه در بيماري افسردگي يكي از تظاهرات مهم ، افزايش يافتن طول خواب  REM نسبت به ميزان طبيعي است . بطوريكه شخص افسرده به ميزاني بيش از ساير اشخاص خواب مي بيند . يعني زمان بيشتري را در مرحله  REM بسر مي برد .

     از اين جهت يك مبناي مهم در توليد داروهاي ضد افسردگي ايجاد داروهايي است كه كاهش دهنده مرحله  REM خواب باشند .( از جمله داروهاي ضد افسردگي 3 حلقه اي )

     علاوه بر اين يك روش درماني جديد براي بيماران افسرده ، بيدار نگه داشتن آنها ، براي كاهش ميزان REM مي باشد . زمان نماز صبح كه در سوره مباركه “ اسراء ” با عنوان “ ان قران الفجر كان مشهودا ”  از آن نام برده شده است و مورد تاكيد فراوان مي باشد . بگونه اي قرار گرفته است كه سبب كاهش دادن قابل ملاحظه ميزان خواب REM در اشخاص مي شوود . همانطور كه خوانديد قسمت اعظم خواب REM در حوالي صبح بوقوع مي پييوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بيداري صبحگاهي كند در حقيقت جلوي ورود خود به مرحله قابل توجهي از خواب REM را گرفته است .

     از اين جهت بيداري صبحگاهي براي نماز خود به تنهايي مي تواند به عنوان واكسني در پيشگيري از افسردگي و حتي دارويي در درمان افسردگي مطرح باشد . لازم به توضيح است كه خواب  REM در حد تعادل براي سلامت و رفع خستگي لازم است اما زيادي آن منجر به مشكلات مختلف از جمله افسردگي مي شود و نقش نماز بعنوان متعادل كننده ميزان  REM
تاثير نماز بر شادابي جسم و روان


       پيامبر اكرم (ص) :
“ مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .”

امروزه ضرب المثل ايراني “ خنده بر هر درد بي درمان دواست ” مصداق كاملا علمي پيدا كرده است . دانش پزشكي در قرن حاضر به وضوح مي داند اشخاصي كه اصطلاحا يك لب و هزار خنده گفته مي شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نيز قهرند ! و نسبت به زندگي بدبين و عبوس هستند ، بسيار كمتر دچار بيماري هاي جسمي و رواني مي شوند .

     به اين ترتيب هر عاملي كه شادابي را به انسان هديه كند ، در واقع به سلامتي جسم و روان او كمك كرده است . اما نكته بسيار مهمي كه دانش طب به بشر آموخته است ، اين مطلب است كه شادابي و افسردگي انسان پيش از آنكه تحت كنترل اراده او باشد ، زير فرمان تغييرات مواد شيمايي در سلسله اعصاب مركزي انسان است و ما اين مطلب را در ادامه مباحث “ 40 نكته پيرامون نماز ” از جمله مبحث “ تعادل ناقلهاي عصبي ” روشن تر خواهيم كرد .

     اما در اينجا ذكر همين نكته كافي است كه مثلا افزايش يك ماده شيميايي به نام “ دو پامين ” در بدن سبب مي شود ، انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتي و كاهش اين ماده نيز سبب شاد شدن غير ارادي انسان خواهد شد .(1)

     بعنوان مثال ، عصبانيت و ناراحتي غير ارادي و بدون علت صبحگاهي كه حالت شديد آن بعنوان ملانكولي يا همان ماليخوليا ( افسردگي  درونزاد صبحگاهي ) شناخته مي شود ، در اثر تغييرات و كم و زياد شدن همين مواد شيميايي بوقوع مي پيوندد.

     اما از جمله اين مواد شيميايي داخل بدن كه به طور غير ارادي سبب شادي انسان مي شود و به او شعف و نشئه بي نظير مي بخشد ، ماده اي به نام “ كورتيزول مي باشد كه ميزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهي بشدت افزايش مي يابد (2) و در صورت بيداري انسان در اين ساعات ، لذت و شعف سرمست كننده اي نصيب او مي شود كه بي شك بر زندگي او در تمام طول روز تاثير گذار است .

افزايش كورتيزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشي صبحگاهي ، كه امروزه از مسلمات پزشكي است ، در واقع توجيه قابل توجهي بر همه مضاميني كه در فرهنگ و ادب و عرفان پيرامون “ اسرار سحر ” معرفي مي شوند ارائه مي دهد .

     از نمونه توجه بسيار به سرخوشي و شادابي سحرگاهي و تاثير آن در زندگي انسان در اشعار خواجه شيرين سخن شيراز حضرت حافظ بسيار مي توان يافت :

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ   از يمن دعاي شب و ورد سحري بود

     ضرب المثل ايراني مشهور كه منسوب به بزرگمهر مي باشد يعني : “ سحر خيز باش تا كامروا باشي ” نيز اشاراتي نغز به تاثير بيداري صبحگاهي بر زندگي شادكامانه و سعادت آميز دارد .

     به اين ترتيب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزاني داشتن بيداري صبحگاهي به انسان تقديم كننده شادابي جسم و روان به او مي باشد و يك نتيجه مهم اين شادابي ، سلامت جسم و روان خواهد بود .   

صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ    هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم
سجده بر خاك؛ راهكار دفع امواج سیگنال‌های مضر از بدن

 

 

یكی از معضلات عصر الكترونیك و به تبع آن زندگی‌های الكترونیكی صدمات و لطمات ناشی از امواج تكنولوژی‌های این عصر برای كاربران می‌باشد.
تجهیزات صوتی و تصویری،موبایل، كامپیوتر و ......
یك دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهكاری برای خارج كردن امواج الكترو مغناطیسی كه به بدن آسیب می‌رساند،انجام داده است.
*سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الكترومغناطیس دریافت میكند.

شما امواج الكترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الكتریكی كه استفاده می‌كنید و نمی‌توانید كنار هم بگذارید و ناخواسته این امواج را دریافت می‌كنید.

همچنین از طریق لامپ‌های روشن كه حتی برای یك ساعت هم خاموش نمی‌شوند.
شما منبعی هستید كه مقدار زیادی امواج الكترومغناطیس دریافت می‌كنید.
به عبارت دیگر شما با امواج الكترومغناطیس شارژ می‌شوید.بدون اینكه بفهمید!
سر درد دارید! احساس ناراحتی می كنید!
تنبلی در كار و درد در مكان‌های مختلف!
این را فراموش نكنید وقتی بعضی از این علایم را احساس كردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟

با گذاشتن پیشانی‌تان بیشتر از یك بار بر زمین، زمین امواج الكترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد كرد!
این شبیه زمین كردن ساختمان‌هایی است كه احتمال برخورد سیگنال‌های الكتریكی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاك بگذارید تا امواج الكتریكی مثبت تخلیه شود!
بهترین راه كه پیشانی تان را بر خاك بگذارید حالتی است كه رو به مركز زمین باشید چراكه در این حالت امواج الكترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.

بیشتر تعجب خواهید كرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده كه مكه مركز زمین است.
و كعبه درست مركز زمین است!

نابراین سجده در نمازتان:

بهترین راه برای تخلیه سیگنال‌های مضر از بدن است
این همچنین كمال مطلوب برای نزدیكی به قادر مطلق است،
او كه جهان را اینگونه خلاق آفرید.

 

ما به خاك نمی‌افتیم تا امواج الكترومغناطیس تخلیه شود، بلكه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می‌كنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم كه همیشه در آن معرفتی است

ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می‌داند.

آنجا كه دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می‌دهند را ببینند ؛ این برای همه خوب است.                                                                                            


«یا ایَّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلاةِ فَاغِسلُوا وُجوهَکُم وَ اَیدِیَکُم اِلَی المَرافَِقِ وَ امسَحُوا بِرُووُسِکُم وَ اُرجُِِلُکُم اِلَی الکَعبَینِ»؛

ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به نماز می ایستید صورت و دست ها را تا آرنج بشویید و سر و پا ها را تا مفصل مسح کنید. (مائده:6)

باز هم پیشرفت های شایان علمی، از یکی دیگر از جنبه های اعجاز قرآن پرداشته و آن فلسفه ی وضو از نظر علم پزشکی است؛ اگر چه به طور قطع وضو در قوانین اسلامی نوعی عبادت محسوب می شود اما همانند بسیاری از دستورات اسلامی دیگر از قبیل روزه ،غسل نماز صبح و ... حاوی نکات طبی فراوانی است .

 

تعریف «وضو»

وضو به عنوان یک عبادت در دستو کار مسلمین قرار گرفته و عبارت است از :شستن صورت و دست ها و مسح سر و پا ها با شرایط خاص معنوی که باعث نورانیت فرد می شود.

 
حکمت های وضو از دیدگاه علم بهداشت

بهداشت پوست

از این نظر فایده ی وضو کاملاً روشن است چرا که شستن صورت و دست ها آن هم پنج بار یا حداقل سه بار در روز اثرات قابل توجه ای در نظافت بدن دارد نکته ی جالب این است که دسته ای از میکروب ها به نام ارگانیزم های بی هوازی روی پوست زندگی می کنند .این میکروب ها در محیط دارای اکسیژن رشد نمی کنند و حتی در بعضی موارد اکسیژن اثر درمانی در سرکوب آن ها دارد همان طور که می بینیم در وضو اندام ها ضمن تماس با آب در معرض اکسیژن هوا نیز قرار می گیرند و این کار مانع رشد میکروب های بی هوازی می شود

 
بهداشت گوارشی

یکی از راه های انتقال بیماری عفونی راه مدفوعی دهان است .به عبارت ساده تر همان طور که از نام آن پیداست عوامل عفونی و آلودگی ها پس از دفع مدفوع روی دست باقی می ماند و از طریق دهان وارد بدن می شود و ایجاد بیماری می کند .با وضو می توان از ابتلا به بسیاری از این بیماری ها جلوگیری کرد.

 

بهداشت اعصاب وروان

برای فهم بهتر اثر مستقیمی که وضو بر اعصاب انسان دارد لازم است ابتدا به شرحی پیرامون فیزیولوژی اعصاب بپردازیم.

 
نوروفیزیولوژی یا فیزیولوژی سیستم عصبی

یکی از جالب ترین شاخه های فیزیولوژی علم نوروفیزیولوژی است که در واقع به مطاله ی سیستم عصبی می پردازد سیستم عصبی میلیون ها خبر را از اندام های حسی دریافت و سپس تمام این اطلاعات را جمع میکند تا پاسخ بدن درمقابل آن را تعیین کند.اطلاعات بینایی،چشایی، شنوایی،لامسه وغیره. از راه های حسی وارد مغز می شود هر قسمتی از بدن پیام های خود را به قسمت خاص و مشخصی از قشر خاکستری مغز ارسال می کند .

طبق کشفیات جدید در فیزیولوژی اعصاب ،تحریکات حسی میزان هوشیاری انسان را افزایش می دهد و خواب آلودگی و کسالت و گیجی را از بین می برد از طرفی هر چه پیام های حسی بیشتری به مغز ارسال شود اثر هوشیاری کنندگی آن بالاتر می رود و به عبارت ساده تر هر چه سطح بیشتری از قشر حسی مغز(یعنی بخش وسیعتری از ادمک حسی تحریک شود)هوشیاری بیشتری به دست می اید و قدرت توجه و تمرکز انسان بیشتر می شود.

بیشترین مناطقی که فضای حسی را به خود اختصاص داده اند ابتدا لب ها و بعد از آن صورت و انگشت شست و دست قرار دارد .

با این توضیحات روشن است که وقتی در جریان وضو داخل دهان،صورت، ساعد ها،کف دست ها و جلوی سر و روی پاهای انسان تحریک شود قسمت اعظم قشر حسی تحریک می شود ،یعنی در حالی فقط چیزی که حدود 20 درصد سطح بدن در وضو مرطوب شده است بیش از 80 درصد ادمک حسی تحریک می شود؛ به عبارت دیگر اگر انسان به جای وضو کل بدن خود را می شست (غسل می کرد) چیز زیادی بر تحریک ناشی از وضو افزوده نمی شد و این موضوع واقعاً یک معجزه است ؛ یعنی 20 درصد درمقابل 80 درصد!

این موضوع را می توان در حدیثی ازامام صادق(علیه السلام) به طور واضح دید؛ همان طور که می فرمایند: «من ذکر بسم الله علی وضوئه فکانما اغسل»؛ هر کس ذکر خدا را به هنگام وضو بگوید مانند این است که غسل کرده باشد.


موضوعات مرتبط: ناگفته های نماز

تاريخ : سه شنبه 1390/10/06 | 18:46 | نویسنده : حاج اقا |
برای او می نویسم: او که تنش بوی گلهای سرخ را می دهد برای او که جادوی کلامش زیباترین لغت را قلم می زد برای او که قلبش به وسعت دریاست و قایق قلب من در آن غرق شد رفت و من تنها تر از تنها شدم

²²²²²²²
گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست، باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد، ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟


²²²²²²²
يه روز عشق و ديوونگي و فوضولي و محبت داشتند با هم قايم موشک بازي مي کردن.تا نوبت به ديوونگي رسيد ديوونگي همه رو پيدا کرداما هر چي گشت عشق و پيدا نکرد.فوضولي متوجه شد که عشق پشت بوته گل قرمز قايم شده و ديوونگي رو خبر کرد.ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و توي بوته گل سرخ فرو کرد.صداي فرياد عشق بلند شدوقتي همه به سراغش رفتن ديدن چشماش کور شده و ديوونگي که خودش رو مقصر مي دونست تصميم گرفت هميشه عشق رو همراهي کنه و از اون روز به بعد وقتي عشق به سراغ کسي ميره چون کوره بدي هاي معشوقش رو نمي بينه و ديوونگي هم هميشه در کنارش مي مونه

²²²²²²²
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي
و
هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي
هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي
براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود
نه به زبان
بلكه از ته قلب خود بگو : يادت بخير

²²²²²²²
ساعت 3 شب بودكه صداي تلفن پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود.
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟
مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.
پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز
تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود..
²²²²²²²
وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد ، کویر دلم گلستان شد.
وقتی تو آمدی قلب شکسته ام پر از عشق شد ، زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد
تو مانند بارانی بر روی من باریدی و تن خسته و غم زده مرا پر از طراوت عشق کردی
تو مانند گلی در باغچه قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی کردی
تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریک مرا پر از نور عشق خودت کردی
تو با گرمای وجودت زمستان سرد دلم را گرم گرم کردی
وقتی تو آمدی احساس میکردم دنیا مال من است چون تو دنیای منی
وقتی تو آمدی خوشبختی را با تمام وجود حس میکردم چون تو همان امید زندگیمنی
تو که آمدی مرغ عشقی که در باغ دلم نشسته بود آواز عاشقانه اش را شروع به
خواندن کرد … تو که آمدی گذشته های تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بین رفت.
تو که آمدی تمام خاطرات گذشته از دفتر دلم سوزاندم ، و همه را از صندقچه قلبم
بیرون ریختم و از یادم بردم!
تو که آمدی عاشقی برایم پر معنا تر از گذشته شد ، کلام دوست داشتن مقدس تر از
همیشه شد ، و داستان لیلی و مجنون برایم واقعی تر از قبل شد!
تو که آمدی تنهایی به عزا نشست ، غم سفر کرد و قلبم به استقبال عشق رفت
وقتی تو آمدی ساحل دریای دلم پر از مروارید و صدف شد ، و دیگر در کنار ساحل تنها
نبودم تو نیز با من بودی
تو که آمدی شبهای شهر ستاره باران شد ، دروازه شهر گلباران شد
تو مانند یک نوای عاشقانه در قلبم نشستی و قلب مرا با آن نوای آرامت پر از محبت کردی
تو مانند پرنده ای در دلم نشستی و با پروازت در آسمان دلم ، به من غرور پرواز به
دشت عشق بخشیدی
تو در دفتر عشقم می مانی و خواهی ماند !
دفتر عشق را همراه با کلام مقدس تو و با تمام خاطرات شیرینی که با هم داشتیم در
صندقچه قلبم میگذارم و کلیدش را به دست حق میسپارم
²²²²²²²
اشکی مانند قطره بارانی از گونه های آشنایی سرازیر شد…
قطره بارانی که اولین قطره بود که از آسمان زندگی به زمین افتاد…
قطره ای از اشکهای گونه ای پر از مهر که زمین را سر سبز و زیبا کرد…
من دیدم درآن اشک چه می گذرد…من دیدم در آن قطره اشک چه شوری برپاست؟
قطره ای از اشکهای پر از مهر و محبت یک مادر…
درست است…آن قطره همان اشک است و آن گونه همان گونه مادر است اشک مادر!
اگر می خواهی معنی واقعی عشق را بفهمی عشق مادر به فرزندش همان عشق
واقعی و گمشده است که تمام دنیا به دنبال همین معنا بودند…
عشق واقعی بدون شک عشق مادر به فرزندش است…!
نه هوس در آن است، نه دروغ و نیرنگی در آن است ، نه زود گذر است ، نه غصه و گریه به خاطر جدایی در آن است ، نه پایانش
جدایی است!
عشق واقعی در نگاه مادر به فرزندش است…!
من آرزو دارم یک قطره از اشکهای پر از مهر و محبت مادرم را بر روی دستهایم
احساس کنم…!
می خواهم آن گرمای اشک مادرم را بیشتر احساس کنم…!
اشکی که جاودانه است ، اشکی که واقعا عاشقانه است!…
این عشق مادرانه نه احساسات است ، نه دیوانگی است ، نه جنون است و نه گناه!
یک انسان خوشبخت انسانی است که در نگاه چشمان مادرش که پر از اشک است
معنی واقعی عشق را بفهمد!
ببیند این اشکهایی که از چشمان مادرش ریخته می شود برای چه چیزی ریخته می شود؟ چرا ریخته می شود؟
آیا از روی احساسات است ؟ آیا از روی نیرنگی و دروغ است؟
این اشکها مقدس است ، این اشک مادر را باید پرستید…!
عشق یعنی همین!…عشق واقعی اینجاست!…قلب و چشم یک مادر چشم انتظار
فرزندش…!
آیا مادر این اشکها را فقط برای خودنمایی و به دست آوردن دل فرزندش می ریزد؟
این اشکی که از روی گونه مادر ریخته می شود از ته دل و از تمام وجود ریخته می شود
این عشقی است که بین مادر و یک فرزند است
این اشکی است که به خاطر عشق مادر به فرزندش است!…
آهای عاشقان عشق شما همه بیهوده است!…
آهای عاشقان معنی عشق در نگاه یک مادر است!…
آهای عاشقان عشق واقعی در قلب یک مادر است!…
اگر می خواهید عاشق شوید عشق مادر به یک فرزند را سرلوحه و الگوی خود قرار
دهید که در آن نه صحبتی از هوس است و نه صحبتی از جدایی
اما مطمئن باشید این عشق مادرانه ابراز شدنی نیست!!!!
مطمئن باشید این اشکی که از گونه های مادر به خاطر دوست داشتن نسبت به
فرزندش ریخته می شود تو ای عاشق هر چه عشقت را دوست داشته باشی نمی
توانی این ابراز اشک ریختن مادرانه را داشته باشی…!
ای مادران شما واقعا عشق واقعی هستید!…
ای مادران شما همان فرشته زندگی ما هستید … همان فرشته عاشق فرزندان
²²²²²²²
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

²²²²²²²
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

²²²²²²²
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!

²²²²²²²
آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

²²²²²²²
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

²²²²²²²
در ديده به جاي خواب آب است مرا
زيرا که بـه ديــدنت شــتاب اســت مـرا
گـويند بـخواب تـا بـه خوابــش بيني
اي بي خبران چه جاي خواب است مرا

²²²²²²²
ديشب نديدي که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
ديشب که سکوت دق مرگم مي کرد
وابسته گي ام را به تو عادت کردم

²²²²²²²
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

²²²²²²²
چند وقتي است كه به تو مي انديشم . . . اي نگاهت از مخمل و ابريشم
به تو آري به همان منظر دور . . . به همان سبز صميمي به همان باغ بلور

²²²²²²²
نازنيناما به ناز تو جواني داده ايم
اكنون با جوانان نازكن با ما چرا

²²²²²²²
دوباره دل هواي با تو بودن کرده
نگو اين دل دوري عشقتو باور کرده

²²²²²²²
خوشا به حال فرهاد که در حسرت شيرين بيستون را کند. لااقل بگو من به خيال دلتنگي هايت کدام کوه را صيقل دهم.

²²²²²²²
چه شد آن همه پيمان؟
كه از آن لب خندان
بشنيدم و هرگز
خبري نشد از آن

²²²²²²²
اي کاش بودي و مي ديدي که چشمانم چطور در انتظار توست

²²²²²²²
الهي من فداي تو . . . خاري نره به پاي تو
قلب و دل و جون و تنم . . . انگارشده به نام تو

²²²²²²²
من قدر خود را بزرگتر از آن مي دانم كه محبت خويش را از كسي دريغ كنم, حتي اگر كسي محبت مرا درك نكند و به خيال خود سوء استفاده نمايد. (شهيد چمران)

²²²²²²²
عشقي كه با پر مرغي بدست آيد با پركاهي از دست مي رود. ( امام صادق ع)

²²²²²²²
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن سي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه کنن...

²²²²²²²
انيشتين مي گويد زندگي مثل دوچرخه سواري است براي حفظ تعادل بايد حركت كرد

²²²²²²²
انسان ها شكست نمي خورند، تنها تلاش كردنشان را متوقف مي كنند

²²²²²²²
چيني ها ميگن وقتي باد مي وزد بعضي ها جلوش ديوار ميسازن بعضي ها هم آسياب!

²²²²²²²
تو زندگيت دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني. . . دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني

²²²²²²²
تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت .مولوي

²²²²²²²
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود.

²²²²²²²
داشتم يک دل و آن هم به تو كردم تقديم بيش از اين از من مسکين چه تمنا داري

²²²²²²²
آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

²²²²²²²
زندگي گل زردي است بنام غم ،
فرياد بلندي است بنام آه ،
آيينه شکسته ايست بنام دل
مرواريد طلايي است بنام اشک

²²²²²²²
عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست

²²²²²²²
زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي

²²²²²²²
اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد

²²²²²²²
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

²²²²²²²
عاشقانت همه نامی و نشانی دارند آنکه در عشق تو بی نام و نشان است"منم

²²²²²²²
شب و روز رانندگي در جاده ها کار من است از خطر باکي ندارم جون خدا يار من است!...

ا²²²²²²²
ز فاطمه اکتفا به نامش نکنید ، نشناخته توصیف مقامش نکنید ، هر کسی که در او محبت زهرا نیست علامه اگر هست سلامش نکنید

²²²²²²²
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشون داد ، تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

²²²²²²²
دیروز فریاد میزدی دوستت دارم ، میگفتم بلند تر نمیشنوم ، امروز آهسته میگی دیگه دوستت ندارم میگم هیس ، چرا داد میزنی آرومتر




²²²²²²²
من 4 چیز را تو دنیا خیلی دوست دارم : تو آسمون خدا را ، روی زمین خودمو ، تو خودم قلبم و تو قلبم تو رو

²²²²²²²
میدونی چرا دل به دلت دادم ؟ بخاطر شباهت زیادت به ماه با این تفاوت که ماه 3 حرف داره ولی تو حرف نداری

²²²²²²²
گویند ضریح نگهت معجزه داره ، ای کاش من زائر چشمان تو باشم

²²²²²²²
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ‌ای را بالا ببری

گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد

²²²²²²²
هرچه گشتم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی وتنهایی ما

²²²²²²²
آنقدر دوستت دارم...از این روست که مکافاتت میکنم من خسته ترین واژه ملموس غروبم ,کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید

²²²²²²²
یادمون باشه که هیچ کس رو امیدوار نکنیم ... بعد یک دفعه رهاش نکنیم .... چون خرد میشه ... میشکنه و آهسته می میره

²²²²²²²
الو الو الو برج مراقبت اگر باند قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام

²²²²²²²
تاريخ تولد يك بهانه است تا فراموش نكني امدنت را

²²²²²²²
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام

²²²²²²²
انقدر ارزوهایم را به گور بردم که دیگه جایی برای جسدم نیست

²²²²²²²
واسه اختراع طبیعت است برای هنگامی که کلام قادر به بیان احساسات نیست

²²²²²²²
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

²²²²²²²
تو که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد


²²²²²²²
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند.حيف من زاده ي امروزم.خدايا،جهنمت فرداست.پس چرا امروز مي سوزم‌؟

²²²²²²²
در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

²²²²²²²
بلوتوث قلبت ُ روشن کن می خوام همه ی وجودمو برات send کنم

²²²²²²²
تو زندون قلبت اینقدر شلوغ میکنم اینقدر زندونی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بفرستی انفرادی

²²²²²²²
عشق يعني كوچك كردن يك دنيا به اندازه يك نفر و يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه يك دنيا
مي دوني قشنگي زير بارون راه رفتن چيه؟ ديگه اون موقع هيشكي اشكهاي روي گونه هاتو نميبينه

²²²²²²²
میدونی اگه یه روز خورشید بمیره چی میشه ؟ اونوقت زمین دور تو میگرده ، ولی عمرا بذارم! چون فقط من باید دورت بگردم!!... \

²²²²²²²
کاغذتیم عشقت رو روم بنویس ، عصبانیتت رو روم خط خطی کن . اشکاتو باهام پاک کن ، حتی اگه سردت شد بسوزونم تا گرم شی . فقط دورم ننداز

²²²²²²²
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

²²²²²²²
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.

²²²²²²²
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

²²²²²²²
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني

²²²²²²²
اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.

²²²²²²²
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

²²²²²²²
خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.

²²²²²²²
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی
مجالم نمی دهد

²²²²²²²
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

²²²²²²²
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!
شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاریست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جایگاه توست

²²²²²²²
زندگی ۳ چیز بیشتر نیست
. به اجبار به دنیا آمدن
. با غم زیستن
.. با آرزو مردن .

²²²²²²²
اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی . گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی . گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی
منم برم .

²²²²²²²
نمي دانم چرا ما انسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را راها کنيم و جذب آبي کوچک چشماني شويم که عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد...

²²²²²²²
مهم نيست غزال هستي يا شير.با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن

²²²²²²²
ميدوني چرا وقتي تو چشماي کسي نگاه ميکني بيشتر دوستش داري؟چون خودتو توش ميبيني...

²²²²²²²
بي بي ها هم روزي بچه بودند که گذشت زمان باعث جابه جايي نقطه هايشان شد...

²²²²²²²
ادم ديوانه را بنگي بس است
خانه ي پر شيشه را سنگي بس است

²²²²²²²
خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه.

²²²²²²²
خود را رها مي کرد تا هر چه ميخواهد اتفاق بيفتد.برايش مهم نبود!از بالا ترين به پايين ترين مي رسيد مدتي مي ماند و از بين ميرفت و فراموش ميشد.
برف مي آمد!

²²²²²²²
خوش باش که زنده اي...چون فرصت داري عشق بورزي...کار کني...بازي کني و ستاره ها را از پايين ببيني.....

²²²²²²²
شکست عدم موفقيت نيست.شکست يعني تاخير در پيروزي...

²²²²²²²
دور زيبا بود
نزديکتر که مي رفتي پشيمان ميشدي...
بيچاره ماه!
²²²²²²²
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لب بگويي....گل من باغچه نو مبارک...

²²²²²²²
قلب آدم مثل يک جزيره ي دور افتاده ميمونه.مهم نيست کي براي اولين بار به اين جزيره وارد ميشه.مهم اينه که کي تا ابد اين جزيره رو ترک نمي کنه.

²²²²²²²
سخت ترين لحظه ي زندگي هر کس را کسي ميسازد که شيرين ترين لحظه را ساخته!

²²²²²²²
او هوايم را داشت وقتي که پياده رو ها ليز و يخبندان بود بي هوا رفت بي هوا ماندم و چه هوايش امروز که پياده رو ها ليز و يخبندان است در سرم پيچيده است.

²²²²²²²
چراغ را خاموش کن سر تا پا ايستاده ام به آغوشم بيا . بي ماه شب کامل نمي شود

²²²²²²²
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديس زيبايي نميشه.از زخمهاي تيشه خسته نشو که وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است

²²²²²²²
روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد...روز سوم ....هفته  بعد دزدکي بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم

²²²²²²²
نه در کف فنجان قهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدمهايي که سرد از کنارم مي گذرند... نمي توانم بيابمت..نمي توانم..تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من در کف دستم گم
شده اي...



²²²²²²²
انكاري بوي تو بود زل زده بود به گريه هام
جمعه ي نبودنت خنده بود به هفته هام
نكنه سردي قلبم همشون يه نقشه بود
بشينه تو باورم من از تبار رفته هام
بيا اين خط و نشون اين چشو اينم كمون
گه دوستم نداري قدره عشقمو بدون

²²²²²²²
ويليام شکسپير : چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش

²²²²²²²
دراين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟ نمي يابي نشان هرگز توازعشق وجوانمردي! بروبگذر از اين بازار'' ازاين مستي وطنازي
اگرچون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي

²²²²²²²
من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست

²²²²²²²
اکنون که پاهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را بهسويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

²²²²²²²
وقتي از من دوري تپش قلبم آنقدر زياد است که مرکز زلزله نگاري را به اشتباه مي اندازد

²²²²²²²
آزمودم زندگي دشت غم است / شاديش اندوه,عيشش ماتم است / عمر کوتاه,آرزوها بس زياد  کارها بسيار,فرصتها کم است...

²²²²²²²
زندگي گل سرخي است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است.

²²²²²²²
اعتصاب چرخ دنده‌هاي ساعت لطمه اي به گذر زمان نمي‌زند

²²²²²²²
غم رو ديليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن




موضوعات مرتبط: جملات زیبا

تاريخ : سه شنبه 1390/10/06 | 18:20 | نویسنده : حاج اقا |
زمانه ی عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

میدانی چرا؟!

امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند.

وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

این شعرایه دوستام فرستاده

دوستی داشتم لرستا نی           یار دیرینه ی دبستانی

دیدمش بعد سالیان دراز          همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش        كه لری آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت !     تو چگونه كنی ز جا حركت

گفت : این كار ماجرا دارد              هر یكی حكمتی جدا دارد

اولی را كه هست خوشگل و ناز         من گرفتم ز خطه ی شیراز

تا كه شب ها قرینه ام باشد                  سر او روی سینه ام باشد

بهر اوقات روزهایم نیز                        زن گرفتم ز خطه ی تبریز

چون زن ترك، خوش بر و بازوست    خانه دار و نظیف و كد بانوست

دست پختش كه محشر كبراست           بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست

ظرف یك سال بسته ام بارم              چون زنی هم ز اصفهان دارم

كشد از ماست تار مویی                         را یادمان داده صرفه جو یی

را دركم و بیش اوستاد ست                         او متخصص در اقتصاد است

او بس كه در اقتصاد پا دارد             بی گمان فوق دكترا دارد

زن چارم كه ختم آنان است                 شیری از خطه ی لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو                 زن چارم بر ای چیست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر                        عصبانی ز همسران دگر

آن زمان جا ی آن سه تا، بی شك            این یكی را كشم به زیر كتك


موضوعات مرتبط: جملات زیبا

تاريخ : سه شنبه 1390/10/06 | 18:16 | نویسنده : حاج اقا |

اهای

اهای....

راستی بدنم چقدرخسته میشود

قاب چشمانم راانگارخواب زمستانی گرفته است

انگارنگاه من بسته است

کمی سکوت

صدای ترک برداشتن زمین واسمان می اید

اه چقدروحشت...این خانه ویران دگرکجاست

من میخواهم بروم.. راه خانه ام کجاست

وناگهان ندایی تمام وجودم رافراگرفت

صدای بلندفریادمیزند( من ربک. من کتابک.من امامک)

اه تازه فهمیدام کمی صبر...

شقف رویاهایم خراب شد         من هنوزدررویایم

من اماده سفری بس غریب نیستم

کمک>کمک>کمک

کمی سکوت

صدایی اشنا می اید تیک تیک

چقدراین صدابرایم اشناست

چقدرخوشحالم اشنایی پیداشد                اه چقدردوستش دارم            چقدرخوشحالم

قاب چشمانم جان گرفته است         اری من هستم   من میبینم

ساعت کوچکم به من زل زده است       چقدردوستش دارم

کمی سکوت

صدایی وجودم راگرفته است                چقدردوستش دارم         نغمه بندگی الله اکبرمی اید

اری گمان کنم وقت سجودعاشقیست               وقت شستن غبارتیرگیست

وقت نمازصبح رسیده است         اه چقدردوستش دارم         اه چقدرمن خوشحالم

اهای.اهای.... اری باشمام      سکوت دیگربس است        شماهم بامن بیا

تازمانمان باقیست                  بیاعاشقی کنیم

اری وقت سجودعاشقیست        وقت شستن غبارتیرگیست

اهای.اهای...اری باشمام                برای رفتناماده ای؟            

توهم با من بخوان

این شروع عاشقیست                            این کلیدفرارازتیرگیست

کمی سکوت

کمی سکوت           این رکوع واین سجود

این اخرشیدایست               این خودزندگیست

کمی سکوت......

اگرخیلی ضعیفه ببخشیداخه این اولین شعرمه دارم تمرین میکنم بانظراتتون به من کمک کنید


موضوعات مرتبط: جملات زیبا

تاريخ : دوشنبه 1390/10/05 | 18:7 | نویسنده : حاج اقا |

سلام ای زیباترینم

میدانم دلگیری ازمن.....اری خوب میدانم

ازمیان کوچه های شلوغ وخیابانهای خشن وترافیک بی رحم که میگزرم خسته ومچاله گوشه ای ارام راجستجو میکنم اما عجب جستجوی بی نتیجه ای دریغ که حتی کنجی خلوت هم پیدانمیشودهمه جا ردپای بازاروخریدوفروش دیده میشود ادم ها به چشم کالابه هم نگاه میکنند گویی سلام و لبخندشان هم بوی تجارت میدهد

سرم درد میکندخسته ازلابه لای جمعیت نگاهم فرارمیکند....ایاامیدی هست دراین شهرشلوغ....میخواهم نفسی بکشم اهای شمارابه خدالحظه ای ساکت...

اماکسی صدایم رانمیشنود.راستی ایااین مردم دراین صدای بی احساس مریض نمی شوند؟

هوای دلم الوده شده است دیگرپرنده دلم اواز نمیخواند.گویی اوهم مریض شده است.دراین هوای سرد روابط عاشقانه چقدریک فنجان ارامش گرم میچسبد.

اری فقط صبح زودبعدازنمازم کتاب دعای کوچکم که یادگارمادرم است همان که موقع عقدبه من داد رابرمیدارم وبرایت عهدی میخوانم که ادرسی ازشمابیابم.

دراین روزهای شلوغ گمت کردام دردعای عهدعاشقی دنبال نشانه ام بیا که سخت محتاجت هستم بیا که نفسهایم خسته است بیاکه خیلی هادراین شهرشلوغ به ظاهربی صفامحتاج یک فنجان ارامشت هستند

بیا که هرصبح مابادعای عهد فنجان به دست نیازمندجرعه ای محبتت نشسته ایم...بیا ای گل نرگس که اکنون فصل امدنت رسیده است بیا که غنچه های نرگس باغچه ام جان تازه ای بگیرند خوب میدانی امسال هنوز غنچه هایش بازنشده شاید او هم منتظرنشسته است اوهم فنجان به دست به دنبال گوشه ای ساکت است

بیاای گل نرگس یاصاحب الزمان....


موضوعات مرتبط: یک فنجان ارامش... شماهم بفرمایید

تاريخ : دوشنبه 1390/10/05 | 7:30 | نویسنده : حاج اقا |
دوستان مطالبی که درموردشیوه صحیح مطالعه گذاشتم میدانم کامل توضیح ندادم امابه علت طولانی بودن توضیحات مجبورشدم توضیح ندهم انشاالله توضیحات کامل به همراه مباحث جدیدترراسرکلاسها بیان میکنم موفق وپیروز باشید


موضوعات مرتبط: شاه کلیدهای موفقیت درتحصیل

تاريخ : یکشنبه 1390/10/04 | 23:50 | نویسنده : حاج اقا |
به نام اوکه دلهابه نامش ارام میشوند

امروزه یکی ازکمیاب ترین وپرمخاطبترینهادرسرزمین خاکی ماارامش است که تمام زندگی مابه ان بستگی دارد بعضی میگویندپول باشدهمه چیز هست منم باورکرده بودم امابعدهاخیلیهارادیدم که پول برایشان بی معناست چون غرق دران هستنداماارامش ندارندگم شده ای داشتند فورمول ساده ایس همه کارمیکنیم تا به ارامش برسیم

پس ازاین به بعدهرراه کاری راکه بایدبه کاربندیم تااین کیمیارابه دست اوریم رادراین قسمت میگذارم

شمانیزاگرمطلبی پیداکردیدکمک کنید بگذاریدتاهمه لحظات سرشارازخوشبختی وعشق راداشته باشیم



موضوعات مرتبط: یک فنجان ارامش... شماهم بفرمایید

تاريخ : یکشنبه 1390/10/04 | 18:35 | نویسنده : حاج اقا |

بسم رب شهداو صدیقین

ازاین به بعددراین قسمت ازوبلاگ میخواهم شمارابااتفاقات تلخ وشیرینی که شایددرهمسایگی شمابله خودشمارخ میدهد اشنا کنم.

گاه گاهی هم برای لحظه ای سری به غریبترینهای شهرهای امروزمان وهمان قهرمانان شهرهای دیروزمان (شهداوجانبازان وخانواده های انها)بزنیم وکلمه قهرمان رادرزمان حال ازنظرمعنا به چالش بکشیم وماجوانان برای همه باردیگرقهرمان رامعناکنیم

پس لطفابیدارباشیدوشماهم همراه شویدتااشکهای چشمان معصوم قهرمان رابرای لحظه ای پاک کنیم چراکه خیلیهافقط این اشکهارابه نظاره نشسته اندواهی معنا دارمیکشند.... که بگذاریدمعنایش رانگویم

امروززنده نگه داشتن یادشهدا کمتراز شهادت نیست

مقام معظم ومظلوم رهبری


موضوعات مرتبط: درکوچه پس کوچه های شهرمان

تاريخ : شنبه 1390/10/03 | 1:3 | نویسنده : حاج اقا |
اگرشماهم مشغول تحصیل هستیدیابه هرنحوی باحافظه خودزیادکارداریدوخسته شدیدازفراموشی بامن همراه باشید.

دراین قسمت میخواهم اصول درست مطالعه رابرای شما بگویم وباهم مروری براین اصول بزنیم .

به امیدموفقیت تمام ایرانیان مخصوصااهل مطالعه وعلم.

چگونه بخوانیم تابهتریادبگیریم:

1عنوان هرفصل رانگاه کنیدوکمی فکرکنیدکهدراین فصل راجع به چه مطلبی بایدبحث شده باشد

2صفحات فصل راورق بزنید عناوین اصلی(درشت)فصل رادرکاغذی یاداشت کنید

3به اول فصل برگردید.صفحات راورق بزنیدوعناوین فرعی هرموضوع راپیداکنیدودرمقابل ان روی کاغذتان یادداشت کنید.به نمودارهاوجدولهانیزدقت کنید

4وقتی به اخرفصل رسیدید خلاصه فصل رابخوانید(این کاربه شماکمک میکندتادیدکلی ازفصل درذهنداشته وکل فصل درذهن شماجای گیرد

5حال به اول فصل بازگردیدومطالعه دقیق رااغازکنید

6به هنگام مطالعه زیرمطالب مهم خط نکشید(این کارذهن شما راتنبل میکند)بلکه سعی کنیدیاداشت برداری کنید این خودباعث تثبیت مطالب درذهن شما میشود

7پس ازانکه مطالعه یک فصل راتمام کردیدخلاصه ای ازان رابنویسید(خلاصه راساده وبه زبان خودبنویسید.اگردرنوشتن مشکل پیداکردیدازخلاصه فصل کمک بگیریدو...)

8مطالب خوانده شده برای ثبت شدن درحافظه نیاز به زمان دارند که به ان دوره تحکیم گویند(مثل ترشی که بعدازتهیه بایدزمانی بگزردتابه قول معروف جابیفتدمطالب هم زمان نیازدارنداکثرکسانی که این زمان رانمیدهندبیشتردرمعرض فراموشی مطالب هستند)

9مطالب اصلی رایک بار سریع مرور کنیدوبعددقایقی رااستراحت کنید

10اموخته های خودرابه کارببرید(به سوالات اخرفصل جواب دهید .به دیگران یاد دهید.برای انها توضیح دهیدو...)

11عوامل مزاحم راحذف کنید ممکنه ذهن شمامدام باخواندن مطلبی پروازکند(لذااول ذهن راروی مطلب متمرکز کنیداگرافکارمزاحم ادامه داشت کتاب راببندیدلحظه ای باان فکرکنیدنفس عمیقی بکشید وباارامش مشغول شوید)

12محل مطالعه مناسبی راپیدا کنید(حالت ترس خشم و...ازخوددورکنیدچراکه دراین حالات مطالعه وحشتناک خسته کننده و...خواهدشد)یادتان باشدرختخواب بدترین مکان برای مطالعه است.

13بافاصله زمانی مطالعه کنید(اگرروزی چندصفحه مطالعه کنیدخیلی مفیدترخواهدبودتااینکه شب امتحان پشت سرهم مطالعه کنید)

14نقش معلم راپیش بگیرید(بهترین شیوه یادگیری یاددادن است)

15مطالب جدیدراباانچه ازپیش میدانیدارتباط دهید(برای خود مثال بزنیم .کدگذاری کنیم.مرور کنیم.این کارهاباعث یکپارچه شدن مطالب میشود)

16روش تداعیهارابه کاربگیرید(مثلادرس تاریخ رایک باربرای خودبه صورت نمایشی اجراکنیدیابه اطرافیان شخصیتهای درس رابدهیدو...)

17روش محلهارابه کارگیرید(مثلااسامی پایتخت پادشاهان راباخاطرات خودازان شهرقیاس کنیدیااسامی میوه هارابااول اسم سلسله یاپادشاه حفظ کنیدمثلا اشکانیان اشک چشم و...

18ازکلمات کلیدی استفاده کنید(بین اسامی وکلماتی که بلدید نوعی شباهت پیداکنید)

19ازعلایم اختصاری کمک بگیرید(مثلا به جای خمسه نظامی (مخزن الاسرار.لیلی ومجنون.خسرووشیرین.هفت پیکرواسکندرنامه)کلمه ملخهاراحفظ کنید)

20سریع پیش بروید (زیادروی یک فصل معطل نشوید

21مهمترازهمه موضوع را دوست داشته باشید(این خودکلی حرف وراه کاردارد که ماچگونه مطلب درسی راباعلاقه بخوانیم وازمطالعه لذت ببریم)

دوستان درمطالب بعدی شیوه های جدید مطالعه وهمچنین مهمترراهکارهای جدیدجلوگیری از فراموشی مطالب راباهم مرور میکنیم

به امید امتحانات موفق ونتیجه ای عالی برای همه شما

بانظرات خودتون کمک کنیدتاانچه راشایسته شماست بنویسم نظریادت نره حتی اگرتونستیدبعدازامتحانات هم همراتت ونظرت رابرام بگزارید

به امیدروزی که راه موفقیت درامتحانات الهی راباهم پیداکنیم وکارنامه اعمالمان عالی شود

دعابرای امام زمان ورهبرعزیز فراموش نشود بهترینهارابراتون ارزو میکنم.





موضوعات مرتبط: شاه کلیدهای موفقیت درتحصیل

تاريخ : شنبه 1390/10/03 | 0:30 | نویسنده : حاج اقا |
دلم خیلی سوخت دیشب همه یلدارابه هم تبریک میگفتند وخوشحال بودنداماغبار غفلت زدگی روی دلهای همه نشسته بودوانگارکسی درتقویم دلش شام شهادت امام سجاد(علیه السلام)رانمیدید....

همان امامی که معروف شد به سید الساجدین به خاطرسجده هایش وعبادتهای عاشقانه اش

دوستان یک رازبزرگ بین خودمان باشدبعدازهرنمازیک سجده برویدو5بارایه شریفه امن یجیب رابخونیدفقط به نیت تعجیل درفرج وسلامتی امام زمان(عج)بعددستهارابالاببریدودعاهایتان رابدون فاصله به خدابگوییدو....

به نظرشماچرامااینقدر غافل میشویم الزایمرگرفته ایم چرادکترنمیرویم یادلیل دیگری دارد نظرشما چیه؟؟؟



تاريخ : پنجشنبه 1390/10/01 | 11:17 | نویسنده : حاج اقا |
دوستای خوبم برام خیلی سواله چطورماشب یلدابه خاطر یک ثانیه دورهم جمع میشیم وحرف میزنیم و...ولی1به خاطرساعتهای اینده زندگیمون حتی ثانیه ای فکرنمیکنیم

2برای قرنهادوری ازامام عصرمان لحظه ای به ضیافت دعانمیرویم

3برای کمک به هم نوعمان لحظه ای درنگ نمیکنیم

4حتی براینگاه ستاره های شب یلدانیز مجالی نداریم

5و....

به امیداینکه همه لبخندهاتون چون یلداطولانی وغصه هایتون چون گل رز حساس وکوتاه اماقیمتی باشد                                          برای گل نرگس دراین یک ثانیه اضافی ثانیه ای دعاکنیم اقای من شرم مراپذیرا باش             تعجیل درگلباران شدن قدومش صلواتی راکادوکن وهمراه کارت پستال احساس برایش بفرست



تاريخ : پنجشنبه 1390/10/01 | 1:10 | نویسنده : حاج اقا |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.