جملات زیبا دزمورد خداوند

خداوندا؛
خط و نشان دوزخت را برایم نكش،
جهنم تر از نبودنت، جایی را سراغ ندارم.!

            

صداي آنچه انجام مي دهيد، به قدري بلند است كه آنچه مي گوييد، شنيده نمي شود.

           

اگر خود را تغيير دهي، تغيير جهان را آغاز كرده اي. با تغيير تو، بخشي از جهان تغيير كرده است.

           

من هميشه تمايل دارم كه از اشخاص نجيب پيروي كرده و از آنان چيز بياموزم.(ويليام شكسپير)

             

براي راه يافتن به دل هر كس بايد از چيزي سخن گفت كه نزد او عزيزتر است .

            

قطاری سوی "خـــــــــدا" میرفت،همه مردم سوار شدند....به بهشت که رسیدن همه
پیاده شدن...و فراموش کردن که مقصد "خـــــــــــدا"بود نه بهشت...

             

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده
مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد . .
 .

               

انديشه كردن كه چه گويم به از پشيماني خوردن كه چرا گفتم .

               

الهی ، من  نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم...

               

خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است
اما عشقه من این اصلا مهم نیست
همین کافیست که تو راه رامیبینی و من تو را

               

 همه رویاهای ما میتواند محقق شوند ، اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم .

               

اشک های دیگران را مبدل به نگاه های پر از شادی کردن از بزرگترین خوشبختی هاست .

              

مطمئن ترین اصل در طول زندگی ، خود سازی است ، نه اصلاح دیگران .

              

خداوند بی نهایت است،اما به قدر فهم هر نفر کوچک میشود و به قدر نیاز هر نفر فرود می آید و به قدر آرزوی هر نفر گسترده میشود وبه قدر ایمانمان کارگشا .

               

بزرگترین رنج و افسوس آدمی اینه که میخواد ولی نمیتونه !

               

خدايا..
لطفا به بعضي از آنهايي كه به خيال خودفكرميكنند،ايمان آورده اند
يادآوري كن:
كه تو خدا هستي نه آنها!

حرف دل

  • این مطلب هدیه یکی ازدوستان خوب امام زمان است که من بانام خودشون گذاشتم

    از هر که مى پرسم مى گوید جمعه مى آیى، امّا کدام جمعه؟ در روزگار تیره ما هر روز جمعه است وجمعه ها صبح و شب ندارند و همه عصرند. گفتم تا جمعه دیگر چند آدینه مانده است؟! گفت: یک یا زهراى دیگر، گفتم: زهرا را تو مى شناسى؟! گفت: همان نیست که شب هاى جمعه و صبح جمعه پرده خوان خون است و دستى بر پهلوى شکسته دارد، گفت: و همانى نیست که کبوتران فرج را در غروب جمعه یک به یک بر بام انتقام مى نشاند؟!


  • من میان حضور و ظهور تو سرگردانم و حیران، نمى دانم از توکدام را بخواهم، اگر حضور را بخواهم، ترس آن دارم که چشمانم لیاقت دیدن تو را نداشته باشد و اگر ظهور را خواهم، نه، نمى توانم ظهور را بخواهم، چون خود نیز مى خواهى ظهور کنى


  • امّا وقتى تنها وغریبى چگونه ظهور کنى؟ وقتى یار و یاورى ندارى چگونه ظهور کنى؟ آخر همه این ها که مى خواهند ومى گویند که یار و یاور تو هستند، انسان هاى جدا خورده از رنگ هستند فروغ دیده نرگس ...



  • خدایا... وقتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه میرود بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت ولی نظرت را از من مگیر یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور شوم که تو می خواهی 

    نویسنده:ساناز